×

در یک نگاه

همایش و رویداد ها
درباره تحول

قرارگاه مردمی تحول اجتماعی در سال 1397 با هدف تلاش در جهت تحقق پیشرفت، عدالت و مقابله هوشمند با آسیب های اجتماعی و همچنین بستر سازی جهت نقش آفرینی مردم در حاشیه شهر ایجاد شد و در سه حوزه پیشگیری از آسیب ها، مقابله با آسیب ها و توانمند سازی و بازآفرینی فرهنگی اجتماعی حاشیه شهر فعالیت خود را در چهار استان آغاز کرد.

رسانه تصویریمشاهده آرشیو

#الف) بایدها و نبایدهای اخلاقی و رفتاری

  • 1
22مرداد
الزامات اخلاقی پاره‌ای از خلقیات ارزشی هستند که تأثیر مستقیم بر روی سعادت و کمال اخلاقی انسان دارند و نیازمند نیت خالص هم هستند، برخلاف برخی از الزامات حقوقی یا الزامات قانونی که هدف آن، فقط رعایت قانون و ادای حقوق است. در الزامات اخلاقی، افراد اختیار و اراده دارند و اگر اختیار و اراده از فرد سلب شود، در این صورت الزام غیراخلاقی است. افرادی می‌توانند همیار خانواده شوند که برخی از ویژگی‌های اخلاقی را در خود داشته باشند: ۱. قدرشناسی و ارزش دانستن همیاری امام حسین (ع) فرمودند: «اعْلَمُوا أَنَ‏ حَوَائِجَ‏ النَّاسِ‏ إِلَيْكُمْ‏ مِنْ‏ نِعَمِ‏ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ إِلَى غَيْرِكُم؛ بدانید که نیازمندی‌های مردم به شما، از نعمت‌های الهی بر شماست. پس از این نعمت‌ها خسته نشوید که هرآینه به‌سوی دیگران سوق می‌یابد.»[1]‏ یک همیار دلسوز، گره‌گشایی و کمک رساندن به دیگران را لطف خداوند برای خود می‌داند. نگاه او به‌گونه‌ای است که همیاری را امتحان الهی برای خویش در مسیر یاری و کمک به همنوعان تفسیر می‌کند. ارزش این روحیه و نگاه به خدمت، از همه‌چیز والاتر و بالاتر است. این روحیه شکرگزاری در حالی است که همیار، به‌سختی و مشکلات مسیر خود کاملاً آگاه است و با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. از رسول خدا (ص) روایت شده: «هرکه به فریاد برادر مسلمانش رسد تا او را از اندوه و گرفتاری و تنگنا در آورد، خدا برای او ده حسنه می‌نویسد و او را ده درجه بالا می‌برد و پاداش آزاد نمودن ده بنده را به او ارزانی می‌فرماید و ده گرفتاری بزرگ را از او دور می‌سازد و در روز رستاخیز ده شفاعت برای او آماده می‌کند.»[2] «خانواده‌ای در اختیار من قرار گرفت که دو دخترش در معرض طلاق و درگیری  بودند. الحمدلله با تلاشی که انجام دادیم، مشکل آن‌ها حل شد. مادرشان می‌گوید من زندگی موفق دو دخترم را مدیون شما هستم. اما شخصاً معتقدم این‌گونه نیست. به مادرشان هم گفتم، این لطف خدا بوده که امثال من را جلوی راه خانواده شما قرار داده است. مطمئن باشید خودتان یک خصوصیات خوبی داشتید و کار نیکی انجام د‌اده‌اید. از این‌رو خداوند من را وسیله قرار داده تا مشکلات شما حل شود و این بزرگ‌ترین توفیق برای من است.»[3] «همیاری خانواده یک تعبیر دو‌سویه است، هم اشاره به دیگرباری دارد، هم خودیاری. یعنی هم من به مخاطبانم نیاز دارم، هم آنان نیازمند من هستند. واقعاً من به عینه و ملموس این را حس کردم، خیلی‌ها به من می‌گفتند شما در جاده خاکی حرکت می‌کنید، به انحراف رفتید، با این همه درس خواندن چرا خودت را با این کار سخت و بی‌پول درگیر می‌کنید؟! من با قاطعیت عرض می‌کنم، برکاتی در این طرح دیده‌ام که از لحاظ علمی شاید خیلی از اساتیدی که سال‌ها تدریس و مطالعه کتابخانه‌ای کرده‌اند، هنوز به آن نرسیده‌اند. من خودم به برکت همین عرصه میدانی و ارتباط با خانواده‌های هدف همیاری، بارها به خودیاری رسیده‌ام. من در این طرح با خانمی روبرو شدم‌ِ چند‌تا بچه داشت،. دو‌تا از این بچه‌هایش معلول بودند و ایزولایف می‌شدند، مستأجر بودند و در یک زیرزمین بسیار کوچک زندگی می‌کردند. آقای خانواده همسرش را با این بچه‌ها رها کرده بود و در شهر دیگری با زن دومش زندگی می‌کرد. وقتی که می‌دیدم این خانم با عشق و علاقه و امید و توکل و توسل زندگی خود و فرزندانش را اداره می‌کند. این دو‌تا پسر معلول هم که جوان بودند را دوش می‌گرفت و این‌طرف و آن‌طرف می‌برد،، این بزرگ‌ترین درس برای من بود. یعنی من طلبه، آنجا کم می‌آوردم که قدر داشته‌هایمان را نمی‌دانستم، خیلی از خانم‌هایی که آمدند با ما فعالیت کردند، می‌گفتند اگر این طرح هیچ چیزی برای ما نداشته باشد، تنها خروجی و کمترین خروجی که برایمان داشت این است که قدر همسر‌‌ان و فرزندانمان و زندگی خود را می‌دانیم و این حداقل برکت طرح همیاری خانواده برای ما است.» امام صادق(ع) فرمودند: «إِنَّهُ لَيَعْرِضُ‏ لِي‏ صَاحِبُ‏ الْحَاجَةِ فَأُبَادِرُ إِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةَ أَنْ يَسْتَغْنِيَ عَنْهَا صَاحِبُهَا؛ گاهی که شخص محتاج و نیازمندی به من مراجعه می‌کند، با عجله و شتاب خواسته او را انجام می‌دهم؛ زیرا می‌ترسم که نیازش برطرف شود (و من از فیض پرداختن به احسان و نیکی به او محروم شوم).»[4] «حدود چند ماه است که خداوند به من توفیق داده و منت گذاشته تا به‌عنوان همیار به افراد و خانواده‌های نیازمند خدمت می‌کنم. اعتقادم این است که بر اساس آیات قرآن، رها کردن کار یتیمان و بی‌سرپرستان مصلحت نیست و هرگونه اصلاح در وضعیت یتیمان ارزشمند است.» «در مسیر کار با مشکلات فراوانی مواجه می‌شویم و سختی کار بسیار زیاد است. هر خانواده‌ای مشکل خاص خودش را دارد، حتی برخی از مشکلات ممکن است یک هفته یا یک ماه ذهن و زندگی ما را درگیر کند و آخرش یا به نتیجه می‌رسیم یا اینکه باید رهایش کنیم و برگردیم و همین‌طور عذاب وجدان داشته باشیم. ولی با این وجود، خداوند را شکر می‌کنیم که توفیق یافتیم به همراه تعدادی از برادران و خواهران مؤمن و متعهد به‌صورت جهادی وارد این عرصه شده‌ایم و توانستیم گره‌های زندگی برخی از خانواده‌ها را باز کنیم و هم‌زمان هم خود ما رشد می‌کنیم، هم اینکه قدمی برای رشد و ارتقاء سطح زندگی این خانواده‌ها برمی‌داریم.» ۲. اعتقاد به اصلاح و تغییر مخاطبان هدف همیاری خداوند حکیم درآیات قرآن سرنوشت نهائي دنیوی و اخروی انسان‌ها را درگرو انتخاب خود آن‌ها برشمرده است: «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا؛ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس.»[5] اگرچه انسان در بخشي از حوادث زندگي مثل زمان و مكان تولد و پدر و مادر و خانواده و ... فاقد اختيار است. اما بخش عمده‌اي از زندگي انسان كه تأثیر سرنوشت سازی در شخصیت فردی یا اجتماعی افراد دارد، به دست خود آن‌ها رقم مي‌خورد، يعني همه حوادث مستقیم و يا غیرمستقیم به خود انسان بر مي‌گردد «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ؛ هر مصيبتى به شما رسد، به خاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و (اگرچه) بسيارى را نيز (خداوند) عفو مى‏كند!.»[6] وجود افراد متعددی كه مسير زندگي خود را در بدترين شرايط ممكن تغيير داده‌اند، بهترين شاهد بر وجود چنين امكاني است. همچون ساحره‌ای که به درخواست فرعون برای مبارزه و غلبه بر حضرت موسی (ع) وارد میدان شدند، اما بلافاصله با عنایت خداوند و دیدن معجزه موسی (ع) به خدای موسی (ع) ایمان آوردند، هرچند فرعون آن‌ها را تهدید به قتل و تکه‌تکه شدن کرد، اما حاضر نشدند دست از ایمانی که در میدان نبرد با موسی (ع) کسب کرده بودند، بردارند و در نهایت توفیق شهادت و رسیدن به درجات بالای انسانی را پیدا کردند.[7] شاهرخ ضرغام هم ازجمله افراد اهل کاباره، لات و چاقوکش تهران بوده که به برکت دعاهای مادرش و برخی از اعمال خوبی که خودش انجام می‌داده، در مدت کوتاهی توبه می‌کند و به‌عنوان «حر انقلاب» ملقب می‌گردد و ازجمله بسیجیانی می‌شود که امام خمینی (ره) در وصف آنان فرمودند: اینان ره صدساله را یک‌شبه طی کردند. من دست و بازوی شما پیشگامان رهایی را می‌بوسم و از خداوند می‌خواهم مرا با بسیجیانم محشور گرداند.»[8] شاهرخ ضرغام زمانی که وارد جبهه شد، از خدا خواسته بود همه گذشته‌اش را پاک کند، سپس شهید شود و چیزی از او نماند. نه نام، نه نشان، نه قبر، نه مزار و نه هیچ‌چیز دیگر. خداوند هم دعایش را مستجاب کرد و پیکر سردار شهید شاهرخ ضرغام هرگز پیدا نشد.[9] البته نباید رقم خوردن برخی مقدرات برحسب مصالح افراد را انکار کرد، همچنین لازم است در اغلب موارد راز عدم موفقيت افراد را در جاي ديگري جستجو نمود. مثل نداشتن انگيزه و يا عدم شناخت و معرفت كافي و يا نشناختن درست مسير، رعایت نکردن آداب و شرایط عمل و ... «این همیار، خانم بسیار دلسوز و خوش‌اخلاقی است و راهکارهای بسیار خوبی برای زندگی من و فرزندم ارائه کرده است. من برای اداره و سرپا نگه‌داشتن مغازه‌ام مشکل داشتم و به بن‌بست رسیده بودم.اما این همیار با رفت‌وآمدهای مکرر و راهنمایی‌هایی که از افراد مختلف می‌گرفت، توانست به من کمک کند و من دوباره مغازه‌ام را راه‌اندازی کنم و تا الآن با روحیه خوب کارم را ادامه می‌دهم. به یاری خدا هم سرگرم هستم و هم درآمد اندکی دارم. خلاصه اینکه حضور ایشان بسیار برای من و فرزندم اثرگذار بوده است؛ و همچنان به حضور ایشان نیازمندیم.» (کد مددجویی: 384899587)[10] توجه به این نکته ضروری است که نباید انتظار تغییر و اصلاح صددرصدی از افراد و خانواده‌های آسیب‌دیده داشته باشیم. بلکه چنانچه مثلاً نمره فرد یا خانواده‌ای ۸ باشد و با حمایت و هدایت همیار و سایر ظرفیت‌های نمره وی به ۱۰ یا ۱۲ رسید، همین اندازه تغییر و اصلاح قابل‌تقدیر می‌باشد و امید است در ادامه به یاری خداوند نمره طرف بیشتر هم بشود. «خدا از این خانم همیار راضی باشد. خیلی قدم‌های خوبی برای من و فرزندانم برداشت. من خودم از زندگی ناامید شده بودم و قصد خودکشی داشتم، فقط دنبال این بودم جایی مطمئنی پیدا کنم و بچه‌هایم را به آنجا بسپارم، سپس خودم را بکشم. بعد از آنکه همسرم معتاد شد، به مرور زمان کارش را از دست داد و همه وسایل ضروری زندگی را یکی پس از دیگری فروخت و دود کرد. مبلغی هم قرض و بدهکاری برای من برجای گذاشت، سپس ناپدید شد. هرروز چند نفر از طلبکارها درب منزل ما جمع می‌شدند و طلب خود را می‌خواستند. اگر این خانم همیار نبود، مطمئناً الآن من زنده نبودم، خدا ایشان را سر راه من قرار داد تا بتوانم بچه‌هایم را حفظ کنم و ایشان مایه دلگرمی و امیدواری من شد. آلان هم سرکار می‌روم و هم اینکه روحیه خوبی برای حفظ کردن فرزندان و زندگی‌ام دارم.» (کد مددجو: 3255959926) ۳. همیاری، وظیفه و رسالتی الهی تکلیف‌محوری یا تکلیف‌مداری به‌عنوان روح حاکم بر رفتار و اعمال یک فرد مسلمان و معتقد است. جایگاه این اصل اساسی در زندگی یک فرد مؤمن به‌گونه‌ای است که تأخیر در رسیدن به همه اهداف، مجوز رها کردن این اصل اساسی نمی‌شود. زیرا انسان خود را مأمور به ادای تکلیف و وظیفه می‌داند نه مأمور به نتیجه. همیار خانواده، گره‌گشایی و حمایت از دیگران را یک تکلیف و رسالت انسانی و الهی می‌داند و این رسالت را شاخص اندازه‌گیری انسانیت، خود به شمار می‌آورد. امام صادق (ع) فرمودند: «شيعيانِ ما را به اوقات نماز امتحان كنيد كه چگونه به آن اهمیت مى‌دهند و اينكه چگونه اسرار و مقامات ما را در نزد دشمنان بازگو نمى‌كنند و همچنين با اموالشان امتحان كنيد كه چگونه به ديگر برادرانشان كمك مى‌كنند.»[11] یکی از اصحاب امام صادق (ع) می‌گوید: خدمت امام بودم که مردی آمد و سلام کرد. حضرت از او پرسید: حال برادرانت چطور بود؟ او حال آنان را بسیار خوب توصیف نمود. امام (ع) فرمود: آیا ثروتمندان، فقرا را عیادت می‌کنند؟ عرض کرد: خیلی کم. فرمود: دیدار و احوالپرسی ثروتمندان از فقرا چگونه است؟ عرض کرد: اندک. فرمود: دستگیری توانگران از بینوایان چگونه است؟ عرض کرد: شما اخلاق و صفاتی را ذکر می‌کنید که در میان مردم ما کمیاب است، حضرت فرمود: چگونه اینان خود را شیعه می‌دانند. (در حالی که نسبت برادری میان پولداران با فقراء وجود ندارد)؟»[12] «من همیاری خانواده را تاکنون فقط برای آرامش دل خودم و گره‌گشایی از زندگی هم‌وطنانم انجام می‌دادم و با هر همیاری، احساس آرامش خوبی به من دست می‌داد، اما تازه فهمیدم رهبرم و ولی‌فقیه زمانم هم این را از من می‌خواهد و دستور داده و فرموده باید آحاد مردم، دهه هشتادی‌ها و دهه هفتادی‌ها برای زمینه‌سازی ظهور و تمدن اسلامی قیام کنند. این شناخت را قرارگاه مردمی تحول اجتماعی به من داده و در این زمینه خودم را مدیون مسؤلین این قرارگاه می‌دانم. هر بار که در جلسات این عزیزان شرکت کردم، تحول جدیدی در من ایجادشده و انگیزه مضاعفی برای همیاری و کنشگری خانواده محور، گرفته‌ام و امیدوارم فعالیت‌ها و کارهای من موردتوجه امام زمان (عج) و ولی‌فقیه زمانم قرار گیرد و از خداوند می‌خواهم برنامه‌ای که به نفع این نظام و تمدن اسلامی است را در مسیر من قرار دهد.» پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ فِي‏ تَوَادِّهِمْ‏ وَ تَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى بَعْضُهُ تَدَاعَى سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمَّى؛ مؤمنان در دوستى، عطوفت و مهرورزى نسبت به همدیگر همچون يك پيكرند؛ كه هرگاه عضوى از آن به درد آيد، ديگر اعضا را بی‌خوابی و تب فرا مى‌گيرد.»[13] روایت شده كه حضرت داوود (ع) تنها به صحرا رفت. خداوند به او وحى فرمود: اى داوود! چه شده است كه تو را تنها می‌بینم؟‌ عرض كرد: معبودا! شوق دیدار تو در جانم شدّت گرفته و میان من و خلق تو حائل گشته است. خداوند به او وحى فرمود: به میان آنان برگرد؛ زیرا اگر تو یك بنده گریزپا را نزد من بیاورى نام تو را در لوح، باصفت ستوده ثبت مى‌كنم.»[14] پیامبر اکرم (ص) دربارۀ ضرورت و اهمیت همیاری و امداد به خانواده‌های نیازمند و ایتام فرمودند: «برترین اعمال از نظر خداوند، خنک ساختنِ دل‌های سوختۀ تشنگان و سیر کردنِ شکم‌های گرسنگان است. قسم بر آنکه هستیِ محمد در اختیار اوست! ایمان به من نیاورده، آنکه سیر بخوابد و برادر مسلمان یا همسایۀ او گرسنه باشد.»[15] همیار خانواده می‌داند شکست و پیروزی برای فردی که در راه خدا به تکلیف خود عمل می‌کند، مهم نیست، مهم آن است که صرفاً شکست و پیروزی برای خدا باشد و بس. «مادری ساعت یک بامداد با من تماس گرفت و گفت با بچه‌ام درگیری لفظی پیدا کردیم و حدود نیم ساعت پیش فرزندم از خانه فرار کرده است. من می‌توانستم بگویم الآن نیمه‌شب است و درگیری شما و فرار فرزندت هیچ ربطی به من ندارد، اما عشق و علاقه خدمت به این خانواده‌ها اصلاً اجازه چنین کاری نمی‌داد. لذا آن را وظیفه انسانی خود دانستم و به همراه همسرم همان شب به دنبال فرزند این خانواده رفتیم و با زحمت زیاد او را پیدا کردیم و بعد از حدود یک ساعت بحث و گفتگو راضی شد و به همراه ما به خانه برگشت.» «الآن که شما با من تماس گرفته‌اید، من در بیمارستان هستم و مادرم را بستری کرده‌ام، در طول یک هفته گذشته تاکنون این خانم همیار، یک‌بار به‌صورت حضوری به عیادت مادرم آمده و سه مرتبه با من تماس گرفته و امیدواری می‌دهد و احوال می‌پرسد. هرچه درباره ایشان بگویم، بازهم کم گفته‌ام.» (کد مددجویی: 3255959926) ۴. اخلاص در همیاری اخلاص مقابل ریا و به معنای انجام هر کاری برای رضای خداوند سبحان و نه به خاطر ریا و شهرت است. سرآغاز اخلاص، قطع امید ازآنچه در دست مردم و یقین به خداوند حکیم می‌باشد. بر اساس آیات و روایات، «اخلاص» اساس دین و شالوده محکم آن است و هیچ عملی بدون آن پذیرفته نمی‌شود. از این رو همیار با اخلاص کسی است که علاوه بر همراه کردن اعمال خویش با قصد قربت، انتظار و توقّع تعریف و ستایش نداشته، به هیچ‌کس جز پروردگارش امید ندارد، ظاهر و باطن او یکی است و تعریف و مذمّت مردم تأثیری در او ایجاد نمی‌کند؛ چراکه او در هر کاری فقط رضای خداوند حکیم را در نظر می‌گیرد و تنها به خاطر او عملی انجام می‌دهد. همیار می‌داند موفقیت در کارش، قلب‌های مردم را به‌سوی او متمایل می‌سازد. از این رو نیازی به خودنمایی و ریا ندارد. در مقابل، خدا نیز کار با اخلاص او را می‌پذیرد؛ آن را زمینه‌ساز بهترین موفقیت‌ها قرار می‌دهد. و امور دنیوی و اخروی او را خود به عهده می‌گیرد، چنانکه امام سجاد (ع) می‌فرماید: «زمانی که کارهایت را با اخلاص انجام دادی، خدای متعال عهده‌دار کارهای دنیا و آخرتت می‌شود.»[16] البتّه اخلاص داشتن در کار و فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی، منافاتی با گزارش دادن کارها و ثبت و ضبط خدماتی که به خانواده‌ها ارائه می‌شود، نیست. زیرا این کارها هم برای امیدبخشی و اعتمادسازی و اطلاع‌رسانی فعالیت‌ها ضروری است. اما نکته کلیدی و مهم این است که همه این کارها برای رضایت خداوند باشد. «من از ابتدای شروع طرح به‌عنوان رابط امور بانوان با طرح و خانم‌های همیار در ارتباط بودم. اگر از من سؤال کنند: علت اصلی موفقیت طرح همیاری خانواده چه بوده؟ می‌گویم علت اصلی آن، خلوص نیت همیاران خانواده است. من خودم بارها دیده‌ام این همیاران با همه سختی‌هایی که در زندگی شخصی خود دارند، ولی به خاطر رضای خداوند و بدون هیچ‌گونه توقع و انتظاری، پیگیر مسئله‌های پرونده‌های خود هستند و برای آن‌ها وقت می‌گذارند و حاضر نیستند دیده شوند و یا تغییرات اساسی که در افراد و خانواده‌های ایجاد می‌شود را به خود و برنامه‌ریزی و تلاش‌های شبانه‌روزی نسبت دهند.» ۵. اعتمادبه‌نفس و توان تأثیرگذاری اعتمادبه‌نفس یعنی شجاعت شناختن خود، باور داشتن به خود و عمل به اعتقادات است. اعتمادبه‌نفس داشتن احساس مثبت و احترام در مورد خود و جهان هستی است که به طرز رفتار شجاعانه‌ای منجر می‌شود. همیاری خانواده ارتباط دوسویه‌ای با اعتمادبه‌نفس دارد، زیرا از طرفی داشتن اعتمادبه‌نفس سبب همیاری بهتر می‌شود و از طرف دیگر همیاری دیگران سبب بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در فرد همیار می‌گردد. از این رو همیار هیچ‌وقت نباید در برابر افراد و خانواده‌های هدف همیاری اظهار ضعف و نارکارآمدی کند. زیرا قرار است همیار تکیه‌گاه آن‌ها باشد تا اعضای خانواده بتوانند به‌واسطه کمکِ او دوباره به زندگی برگردند. از این‌ رو داشتن اعتمادبه‌نفس برای همیار یک شرط لازم است و کسی که اعتمادبه‌نفسش پایین باشد؛ و در فرایند همیاری به خود اعتماد نداشته و نسبت به توانایی خود برای کمک به فرد و خانواده‌ها تردید داشته باشد، و احساس کند نمی‌تواند تأثیرگذار باشد و وضعیت دیگران را تغییر دهد، همیار و یاریگر خوبی برای دیگران نیست. «روزی برای برگزاری دوره آموزشی همیاران خانواده به یکی از شهرهای کشور رفتیم و در جمع متقاضیان شرکت در دوره همیاری خانواده قرار گرفتیم. مسئول اجرای طرح در این شهر از من خواست تا لابه‌لای کارگاهای با چند نفر از متقاضیان مصاحبه کنم و روش مصاحبه و پذیرش همیاران را با ایشان و اعضای اصلی طرح و هیات اندیشه‌ورز همکار وی تمرین کنیم. یکی از افرادی که برای مصاحبه دعوت شده بود، خانم جوان ۲۲ الی ۲۵ ساله‌ای بود. هنگامی که خودش را معرفی کرد، متوجه برخی از خصوصیات اخلاقی ایشان شدم. بلافاصله از او پرسیدم: آخرین باری که گریه کرده‌ای، چه زمانی بوده؟ گفت دیروز. باز سؤال کردم: آخرین بار قبل از آن، چه زمانی بوده؟ کمی فکر کرد و گفت: هفته قبل. پرسیدم: امکان دارد دلیل گریه هفته قبل را بیان کنید؟ گفت: سال گذشته مادربزرگم فوت کرده است. به یاد او افتادم و گریه کردم. در این لحظه بغض کرد و گفت تقریباً هفته‌ای چند بار به یادش می‌افتم و اشک از چشمانم جاری می‌شود. از او پرسیدم: آیا تابه‌حال پیش‌آمده که با دیدن صحنه‌ای از خانواده‌های نیازمند و آسیب‌دیده، گریه کرده باشید؟گفت بله. هر زمان کودک و یا زنی را در خیابان ببینم که گدایی می‌کنند، گریه‌ام می‌گیرد. از او پرسیدم: آیا خاطره‌ای از تأثیرگذاری یا تغییر دادن وضعیت افراد یا خانواده‌ای نیازمند و درگیر با مشکلات، توسط خودت داری؟ گفت: خیر. در ادامه نیز چند سؤال دیگر از وی پرسیدم تا اینکه مصاحبه این بنده خدا تمام شد و از جلسه بیرون رفت. از دوستانی که در جلسه مصاحبه حضور داشتند خواستم تا نظر خود را درباره همکاری و همیاری این خانم بیان کنند. هرکدام نظری دادند و درنهایت، با توجه به خلقیات و روحیات خاص این خانم، تصمیم گرفتیم ایشان فقط در بخش همیاری عمومی و برای فراهم کردن مقدمات برگزاری کلاس‌ها وکارگاه‌ها و برگزاری اردوها و ... همکاری کنند و فعلاً اجازه ارتباط حضوری و مستقیم با افراد و خانواده‌های تحت همیاری نداشته باشد.» «در برخی از خانواده‌ها یا مسئله‌هایی که کار گره می‌خورد و بسیار پیچیده می‌شود، دست به دامان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌ویژه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) می‌شوم. می‌گویم: یا حضرت زهرا! من دارم با چادری که نماد شما است، وارد این خانواده می‌شوم و یا به فلان مسئله ورود پیدا می‌کنم. یا حضرت زهرا! خودت از این چادر آبروداری کن. و من را یاری نما تا بتوانم این مسئله را حل کنم. واقعاً آثار و برکات این توسل را هم بارها در مسیر همیاری خانواده دیده‌ام و این توسل اعتمادبه‌نفس فراوانی به من می‌دهد و توان و استقامت من را برای ورود به این مسئله چند برابر می‌کند.» ۶. تواضع و عدم خودبرتربینی تواضع يعنى شكسته‏نفسى كه مانع شود آدمى خود را برتر و بالاتر از ديگرى ببيند. در مقابل این ادب پسندیده اخلاقی، تکبر قرار دارد. تکبر یعنی غرور و خودبزرگ‌بینی. تواضع نیروی جاذبه قوی است که می‏تواند سبب همدلی و همسویی بین افراد شود. اگر بخواهیم دیگران به‌سوی ما روی آورند و ارتباط متقابلی با آن‏ها داشته باشیم، باید متواضع باشیم. اعتمادبه‌نفس همیار نباید به‌گونه‌ای باشد که سبب خودبرتربینی و تکبر او در برابر دیگران شود. زیرا او باید بداند هر آنچه برای مخاطبانش اتفاق افتاده است، ممکن در گذر زمان و به‌واسطه برخی اتفاقات برای هر کس دیگر و حتی خودِ همیار و یا یکی از اعضای خانواده‌اش اتفاق بیفتد. همیار متواضع، از خدمت کردن به دیگران احساس حقارت نمی‌کند و همواره خود را خادم مردم می‌داند. او می‌داند تواضع برخلاف تصور متکبران، نه تنها سبب کوچک شدن انسان نمی‌شود، بلکه بر قدر و منزلت او نیز می‌افزاید. پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: «کسی که برای رضای خدا فروتنی کند، خداوند او را بلندمرتبه گرداند. او در پیش خود، ناتوان و در دیدگان مردم، بزرگ و ارجمند است و کسی که تکبر و بزرگی ورزد، خدا او را پست و حقیر سازد و در نظر مردم کوچک و بی‌مقدار است.»[17] افتادگی آموز اگر طالب فیضی، هرگز نخورد آب زمینی که بلند است. شخص ثروتمندى كه لباس‌هاى پاكيزه و گران‌قیمتی پوشيده بود نزد پیامبر (ص) آمد و نشست. سپس مرد نيازمندى كه لباس‌هايى مندرس و كهنه‌ای بر تن داشت خدمت آن حضرت رسيد و كنار مرد ثروتمند نشست. آن شخص لباس خود را از زير پاى فقير بيرون كشيد. رسول خدا (ص) كه متوجّه رفتار زشت مرد ثروتمند شد، فرمود: «ترسيدى چيزى از فقر او دامن‌گیر تو شود؟» عرض كرد: نه. فرمود: «ترسيدى از ثروت تو چيزى به او برسد؟» عرض كرد: نه. فرمود: «ترسيدى لباس‌هايت چركين شود؟» عرض كرد: نه. فرمود: «چرا چنين كردى؟» عرض كرد: اى رسول خدا! همنشین بدى از نفس و شيطان دارم كه كارهاى بد را نزد من تزيين كرده و کارهای نيك را بد جلوه مى‌دهد. اكنون براى جبران اين خطا نصف اموالم را به اين مرد مى‌بخشم. حضرت خطاب به فقير فرمود: «قبول مى‌كنى؟» عرض كرد: نه. مرد ثروتمند گفت: چرا؟ فقير گفت: مى‌ترسم مثل تو شوم.[18] نقل شده که امام رضا (ع) روزی در سفر خراسان، سفره‌ای پهن کردند و همه خادمان را کنار آن نشاند و خود در کنار آنان نشست و غذا میل کرد. یکی از یاران امام (ع) عرض کرد: بهتر است سفره‌ای جدا برای آن‌ها پهن کنید. حضرت بلافاصله فرمود: ساکت باش! پروردگار ما یکی است، همه از یک پدر و مادر آفریده شده‌ایم، ارزش و احترام افراد در گرو اعمال آن‌ها است.»[19] «اگر شنیدیم یکی از اعضای خانواده‌های هدف همیاری ما در پشت میله‌های زندان است، نباید نوع نگاه ما نسبت به آن فرد و یا خانواده‌اش تغییر کند. خدا می‌داند هر موقع با خانواده‌های هدف همیاری‌ام روبرو شدم، هیچ فاصله و تفاوتی بین خودم و آن‌ها ندیده‌ام. همیشه با خود می‌گویم امکان داشت خودم یا یکی از اعضای خانواده من پشت آن میله‌ها ایستاده باشیم. متأسفانه برخی از اعضای خانواده‌های هدف همیاری من به خاطر اتفاقات بسیار ساده و تقریباً بی‌ارزش وارد زندان شده‌اند و گاهی فرد زندانی آن‌قدر محترم و آبرومند است که نمی‌توان پذیرفت وی زندانی است.» «این همیار به‌عنوان یک دوست منزل ما می‌آید و نمی‌توانم ایشان را به‌عنوان خیر و یا نیروی جهادی بپذیریم. در میان بستگان و همسایگان هم ایشان را به‌عنوان یک دوست معرفی کرده‌ام.» (کد مددجویی: 381294651) ۷. خوش‌اخلاقی و برخورد محبت‌آمیز پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «إِنَّكُمْ لَنْ‏ تَسَعُوا النَّاسَ‏ بِأَمْوَالِكُمْ‏ فَسَعُوهُمْ‏ بِأَخْلَاقِكُم؛ شما هرگز نمی‌توانید همه مردم را با بذل مال (راضی کرده) و گشایشی در زندگی برایشان ایجاد کنید، ولی بااخلاق خوشتان آنان را خشنود نمایید.»[20] آرزو دارم که گر گل نیستم، خاری نباشم باربرداری زدوشی نیستم، باری نباشم گرچه نتوانم ستانم حق مظلومی ز ظالم   باری این خواهم که همکار ستمکاری نباشم نیستم گر نوشدارویی برای دردمندی      نیز با بی‌دست و پایی نیش جراری نباشم حضرت علی (ع) فرمودند: «حُسْنُ الْخُلْقِ یورِثُ الَمحَبِّةَ وَ یؤَکدُالْمَوَدَّةَ؛ خوش‌اخلاقی محبت را به همراه می‌آورد و دوستی را پایدار می‌سازد.»[21] «روزی سرپرست یکی از خانواده‌های طرح همیاری خانواده به اداره کل کمیته امداد استان مراجعه می‌کند و می‌گوید: هنگامی که حدود ۵ ماه پیش از امداد با من تماس گرفتند و اعلام کردند از این به بعد، هرماه یک نفر به‌عنوان همیار به منزل شما سر می‌زند، ناراحت شدم و تصمیم گرفتم با ایشان همکاری نکنم و هر طور شده ایشان را به منزل راه ندهم. به همین دلیل مدتی ایشان را سرکار گذاشتم و بعد از اینکه به‌صورت تلفنی هماهنگ می‌کردیم تا به منزل ما تشریف بیاورد، یک یا دو ساعت قبل از رسیدن به منزل، اعلام می‌کردم: ما منزل نیستیم، بعداً تشریف بیاورید یا اینکه گوشی تلفنم را خاموش می‌کردم و این‌گونه از ورود او به منزل خودداری می‌کردم. تا اینکه بالاخره روزی ایشان را به منزلم راه دادم و این بنده خدا اصلاً به روی من نیاورد که چرا مدتی او را سرکار گذاشته بودم. بسیار خوش‌اخلاق و صمیمی بود و همان جلسه اول شروع کردم و با او درد دل‌هایم را گفتم. یادم هست آن روز هنگامی که با ما خداحافظی کرد، تازه متوجه شدم که ایشان حدود ۳ ساعت در منزل ما مانده و با فرزندانم و خودم مشغول صحبت بوده است و حتی یک استکان آب یا چایی برای ایشان نیاورده بودیم. این سه ماه را هم با روی باز از این همیار استقبال کردیم و ایشان بااخلاق خوب و رفتار شایسته‌ای که دارد همه ما را به خودش جذب کرده است. از روزی که ایشان همیار خانواده ما شده، اخلاق و رفتار فرزندانم با همدیگر و برخورد من با فرزندانم بسیار خوب شده و با رعایت ادب و احترام همدیگر را صدا می‌زنیم و درگیری میان فرزندانم و من بسیار کم شده است. امروز آمدم بگویم: خواهشی که دارم این است هماهنگ کنید این خانم، در هر هفته یک‌بار به منزل ما تشریف بیاورد.» ۸. عاشق و دلسوز بودن همیاری در فعالیت‌های خویش اثرگذار است که دلسوز و عاشق کار خود باشد. اگر عشق به خدمت و امدادگری در همیار نهادینه گردد، دیگر زمان و مکان نمی‌شناسد. البته این به معنای بی‌برنامه بودن نیست. عاشق و دلسوز بودن همیار بدین معناست که اگر مشکل جدی برای فرد یا خانواده هدف همیاری‌اش پیش آمد با تمام وجود و در اسرع وقت برای حل آن مشکل تلاش و همدلی کند. همیار می‌داند ارتباط و تعامل با همنوعان به‌ویژه افراد و خانواده‌هایی که نیازمند و آسیب‌دیده هستند، درعین‌حال که خیلی شیرین و جذاب است، اما بسیار دشوار می‌باشد. فرسودگی جسمی و روحی در این‌چنین فعالیت‌هایی بسیار بالاست و کسی که علاقه نداشته باشد، با مشکلات روحی و فکری مواجه شده و مجبور می‌شود این کار را کنار بگذارد. کسی که به‌عنوان همیار می‌خواهد در این کار ورود پیدا کند، اگر عشق و علاقه قلبی و درونی به فعالیت جهادی خود نداشته باشد، نمی‌تواند در این مسیر دوام بیاورد.  از سوی دیگر چنانچه همیاری به‌جای نگاه عاشقانه، با نگاه شغل و کسب درآمد وارد این حرفه شده باشد، به‌شدت متضرر می‌شود! زیرا حل برخی مسائل و مشکلات خانواده‌ها، زندگی همیار را درگیر می‌کند. ولی عشق و علاقه به این کار و احساس اقناع درونی که به انسان دست می‌دهد باعث می‌شود این فعالیت برایش جذاب و دوست‌داشتنی باشد. «بر اساس میثاق‌نامه‌ای که همیاران خانواده با ما بسته‌اند، انتظار داشتیم هر همیار در یک ماه، دو ساعت برای هر خانواده‌ای وقت بگذارد و این در حالی است که من مطمئن هستم همیاران ما اصلاً توجهی به ساعت ندارند و برای هر فرد یا خانواده‌ای متناسب با نیازش، وقت می‌گذارند و گاهی در یک ماه، فقط ۴ ساعت در منزل یکی از پرونده‌های خود حضور دارند و چندین ساعت نیز در بیرون از منزل به دنبال رفع مشکلات آن خانواده هستند و این یکی از عوامل موفقیت طرح همیاری خانواده است.» «روزی سرپرست یکی از خانواده‌های هدف همیاری با من تماس گرفت و گفت در بیمارستان بستری هستم. بدون هیچ‌گونه سؤال و فوت وقت، با همسرم سریع به بیمارستان رفتیم. آنجا متوجه شدم برادران ناپدری، ایشان را کتک زده و ضرب‌وجرحی صورت گرفته بود. چند ساعت کنارش ماندم تا وضعیتش بهتر شد و در نهایت این مادر را همراه با بچه‌اش به خانه خودم آوردم. این در حالی بود که به هرکدام از مسئولین مربوطه تماس گرفتم می‌گفتند جا نداریم و به ما مربوط نمی‌شود و باید به خانه‌ خودش برگردد!» بر اساس منابع دینی حتی اگر شخصی در حال انجام عبادت و تعلیم و تعلم باشد و شخص نیازمندی، دست نیاز خویش را به‌سوی او دراز کند، باید عبادت و آموزش را رها کند و به میزان توانایی‌اش برای رفع نیازمندی آن شخص گرفتار تلاش کند. یکی از شاگردان خوب امام صادق (ع) می‌گوید: من به همراه آن حضرت در حال طواف خانه خدا بودم. شخصی من را صدا کرد و کاری با من داشت، جوابش را ندادم. دفعۀ دوم صدایم کرد، باز هم جوابش را ندادم؛ امام صادق (ع)  فرمودند: او با توست؟ گفتم: بله، فرمودند: شیعه است؟ گفتم بله، گفتند: چرا نمی‌روی جوابش را بدهی؟ طواف را رها کن و به نزد او برو. گفتم: حتی اگر طواف واجب باشد؟ فرمودند: آری.[22] در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّى عَدَّ عَشَرَةً؛ روا ساختن حاجت مؤمن بهتر است از طوافى و طوافى و تا ده طواف»[23] «این طرح سبب شده تعدادی آدم دلسوز وارد زندگی ما بشوند و به‌صورت دلسوزانه به مشکلات ما رسیدگی کنند، مطمئن باشید دعای من و خانواده‌های امثال ما بدرقه راه شما است. امیدوارم که خداوند از شما راضی باشد.» (کد مددجویی: 3255959926) «این همیار، بسیار خانم مهربان و پیگیری است. من درخواست کولر از کمیته امداد داشتیم، ولی نتوانست برای من کولر بگیرد، من اصلاً به این قضیه فکر نمی‌کنم، زیرا دلسوزی و پیگیری ایشان بسیار برای من ارزشمندتر است تا اینکه فلان کالا در اختیار من قرار گیرد.» (کد مددجویی: 381294651) ۹. خندان و گریان بودن همیار خانواده هم باید خندان باشد و هم گریان. اگر این تناقض ظاهری در وجود او نباشد، توانایی ادامه کار در این فعالیت را نخواهد داشت. در نگاه اول همیار به‌عنوان یک انسان دردمند با شنیدن و دیدن دردها و غصه‌های فرد و خانواده ناراحت شده و حتی ممکن است به گریه بیفتد؛ اما این گریه نباید روبروی مخاطبان صورت گیرد؛ زیرا آن‌ها، همیار را به‌عنوان تکیه‌گاه و پشتیبان خود می‌دانند و نباید ستون این اعتماد سست شود و بلغزد. در عین حال روحیه دردمندی و احساس موقعیت فرد و خانواده آسیب‌دیده باید در همیار وجود داشته باشد، چرا که این مسئله اصلی‌ترین شرط برای احراز فعالیت جهادی و انقلابی و بابرکت همیاری خانواده است. «بعضی وقت‌ها رفتم حرم حضرت معصومه (ص) و برای مشکلات و آسیب‌های افراد و خانواده‌های هدف همیاری و مردم گریه کرده‌ام. خیلی دردها سنگین است. انسان واقعاً از آسیب‌هایی که در برخی خانواده‌ها وجود دارد متأثر می‌شود. متأسفانه نمی‌شود همه‌جا این حرف‌ها را زد.» ارتباط و تعامل با خانواده‌های آسیب‌دیده برای همیاران سخت و طاقت‌فرسا می‌باشد. از این رو ممکن است برخی از همیاران به مرو زمان دچار افسردگی و یا ناامیدی شوند. خداوند را شاکر و سپاسگذارم. زیرا من چند سال در این حرفه بوده‌ام و سعی کردم آن‌گونه رفتار کنم که افسرده نشوم. ارتباطات صمیمی و دلی با برخی از خانواده‌ها برقرار کردم و مدام با روی خوش و خندان و شوخی با افراد و خانواده‌ها مواجه شدم. البته این شوخی و خنده زمان خاص خود را دارد. نه اینکه در اوج ناراحتی فرد یا خانواده با او شوخی کنم. ولی برگ برنده خودم را تا حدودی در همین برخورد می‌دانم که در اوج سختی کار گفتم و خندیدم.» «روزی مسئول گروه به من اطلاع داد که برای شب یلدا، سبد معیشتی به خانواده‌های هدف همیاری اهدا می‌کنیم. زمانی که به سرپرست یکی از خانواده‌ها اطلاع دادم، این بنده خدا بسیار خوشحال شد و بعد از تشکر و سپاسگزاری، گفت: از صبح منتظر بودم، کسی به من زنگ بزند و چیزی برای فرزندانم بیاورد، در این لحظه هم حالم بد شد و بغض گلویم را گرفت به خاطر شرایط موجود چنین خانواده‌هایی که نیازمند هستند و دست نیاز آن‌ها به‌سوی دیگران دراز است و هم خوشحال شدم به خاطر اینکه توانستم واسطه شوم تا به‌موقع آذوقه و هدیه‌ای در اختیار این خانواده و سایر خانواده‌های هدف همیاری خودم قرار دهم.» ۱۰. همیاری عملی امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «هر که خویش را پیشوای دیگران قرار دهد، اصلاح و تربیت خود را بر اصلاح دیگران مقدم بدارد و پیش از آنکه مردم را با زبان خود تربیت کند، با عمل و رفتار خود دعوت کند و کسی که آموزگار و ادب کننده خویشتن است، به احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی مردم است.»[24] رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند: «شبی که مرا به معراج بردند، گروهی را دیدم که لب‌های آنان با قیچی‌های آتشین بریده می‌شد، هرچه بریده می‌شد، بازهم به‌جای آن لب می‌رویید. به جبرئیل گفتم: این‌ها چه كسانی هستند؟ پاسخ داد: این‌ها خطبای امت تو هستند که می‌گویند آنچه را عمل نمی‌کنند و مردم را به نیکی امر می‌کنند و خود را فراموش می‌کنند.»[25] مخاطبان همیاران پیش از آنکه به گفتار او توجه داشته باشند و سخنانش را یاد بگیرند از رفتار او می‌آموزند. زیرا به یک معنا همه انسان‌ها به‌صورت فطری همچون کودکانی هستند که از باید و نبایدهای دستوری می‌گریزند، اما هنگامی که عملی را می‌بینند از آن یاد می‌گیرند و آن را تکرار می‌کنند. «من با دو فرزند خردسالم در یک زیرزمین نمناک زندگی می‌کنم، برخی از بستگانم حاضر نیستند یک‌لحظه در خانه ما بایستند. ولی این خانم همیار به منزل ما می‌آید و یکی دو ساعت در کنار ما می‌نشیند. رفتار و عمل این همیار الگوی زندگی ما شده است. گاهی هنگام خداحافظی از رفتن ایشان بغض گلویم را می‌گیرد و گاهی پشت سر ایشان گریه می‌کنم.» (کد مددجویی: 3715212396) امام علی (ع) فرمودند: «انَّ سَمتَ هِمَّتکَ لإصلاحِ النّاس فَابدَء بِنَفسِک، فَإن تُعاطِیک صلاح غَیرِک و أنتَ فاسِدٌ أکبَر العَیب؛ اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود آلوده و فاسد باشی بزرگ‌ترین عیب است.»[26] «این همیار تأثیر زیادی روی من گذاشته است. با آمدن ایشان روحیه من بسیار تغییر کرده است. مدتی بود که نمازم را ترک کرده بودم، ولی ایشان آن‌قدر از نماز گفت و با رفتار و گفتارش روی من تأثیر گذاشت که مدتی است نمازم را در اول وقت می‌خوانم و فرزندانم را هم به عبادت خداوند توصیه می‌کنم.» (کد مددجویی: 594139623) «پرونده‌ خانواده‌ای در اختیار من قرار گرفت. سرپرست خانواده خانم جوانی بود که دو فرزند خردسال داشت و متأسفانه همسرش بر اثر بیماری از دنیا رفته بود. هر بار که وارد این خانواده می‌شدم، این خانم جوان، به شیوه بدی با فرزندان خود برخورد می‌کرد. آنان را به‌صورت غیرمحترمانه‌ای صدا می‌زد و چنانچه پاسخ نمی‌دادند یا دیر پاسخ می‌دادند، آن‌ها را کتک می‌زد. چند مرتبه به‌محض اینکه رفتار بدش با فرزندانش را می‌دیدم عکس‌العمل نشان دادم و ناراحتی خود را اعلام کردم و با او به گفتگو پرداختم، اما در ادامه احساس کردم این بنده خدا به دلیل مشکلات زیاد زندگی، بر روی ارتباط با فرزندان و شیوه تربیت آنان مهارت ندارد. از آنجا که رشته خودم مشاوره خانواده بود و دوره‌های متعددی را پشت سر گذرانده بودم، روش آموزش غیرمستقیم وی را در دستور کار قرار دادم. هر بار که وارد منزل آن‌ها می‌شدم به بهانه‌ای با یکی از فرزندانم یا یکی از بستگان یا دوستانم تماس می‌گرفتم و بسیار محترمانه و مؤدبانه آن‌ها را خطاب قرار می‌دادم. و بسیار قربان صدقه آنان می‌رفتم. اولین باری که این خانم رفتار محبت‌آمیز من با فرزندانم را دید، به من خیره شده بود و حتی پلک نمی‌زد. چند مرتبه این کار را تکرار کردم تا اینکه روزی باب سخن باز کرد و گفت: من حسرت اخلاق و رفتار شما با فرزندانت را می‌خورم. ای‌کاش من هم مادری یا خواهری مثل شما می‌داشتم که این‌گونه با من رفتار می‌کردند. ای‌کاش کسی در کودکی به من یاد می‌داد چگونه با دیگران رفتار کنم. از اینکه نمی‌توانم با فرزندانم برخورد خوبی داشته باشم، بسیار افسوس می‌خورم. گاهی کنترلم را از دست می‌دهم و آنان را کتک می‌زنم و بعد از مدت کوتاهی پشیمان می‌شوم. گفتم شما اکنون مادر دو کودک معصوم هستید، باید در رفتار با این‌ها مسائلی را رعایت کنی وگرنه آنان نیز آسیب می‌بینند. همچنین گفتم: اگر با من همکاری کنی، سعی می‌کنم در مدتی که باهم رفت‌وآمد داریم، برخی از روش‌های صحیح ارتباط و تربیت فرزندان را با شما تمرین کنیم. در مدت یک سالی که همیار این خانواده بودم، برخی از نکات تربیتی را برای مادر بیان کردم و در رفتار و عمل با فرزندان و یا عزیزانی هم که با من تماس می‌کردند، بسیار مؤدبانه برخورد می‌کردم، یک کانال که تکنیک‌های تربیت فرزند را به‌صورت مجازی برای والدین و مربیان بیان می‌کرد، را هم به ایشان معرفی کردم. همین تلاش‌های اندک سبب شد، رفتار این خانم به میزان زیادی تغییر کرد و برخی از عادت‌های رفتاری فرزندانش نیز اصلاح شد.» ۱۱. پایداری و پشتکار در مسیر همیاری پایداری و استقامت، راز و رمز رسیدن به اهداف مادی و معنوی است و ریشه در فطرت درونی انسان دارد و با آن مي‌توان به تمام صفات انساني و رشد مادي و معنوي دست يافت. از این رو هنگامی که خداوند تکلیف هدایت و رهبری مردم را بر دوش پیامبر اسلام (ص) گذاشت به ایشان فرمود: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ؛ پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن و همچنین کسانی که با تو به‌سوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)!»[27] همیار در مسیر فعالیت و برنامه‌های خود معمولاً با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شود که نیازمند مقاومت و پایداری است. همیار براي غلبه بر مشكلات بايد سختي‌ها را كوچك بشمارد و اگر اين موضوع در ذهن وی تقويت شود، خودبه‌خود غلبه بر موانع برایش آسان‌تر مي‌شود و اراده‌اش به‌گونه‌ای قوي مي‌گردد كه سختي‌ها و مشكلات را در راهش كوچك مي‌بيند. همیار نباید از حرکت در مسیری که انتخاب کرده و از درست بودن آن اطمینان دارد، سست شود و دست از کار بکشد. البته استقامت و پایداری به معنای لجاجت و لج‌بازی در کار نیست. لجبازی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد بر انجام یک اقدام نادرست اصرار داشته باشد؛ اما مقا
استفاده از مطالب تحول اجتماعی برای مقاصد اجتماعی و فرهنگی با ذکر منبع بلامانع است.
كليه حقوق اين سايت متعلق به تحول اجتماعی مي باشد