×

در یک نگاه

همایش و رویداد ها
درباره تحول

قرارگاه مردمی تحول اجتماعی در سال 1397 با هدف تلاش در جهت تحقق پیشرفت، عدالت و مقابله هوشمند با آسیب های اجتماعی و همچنین بستر سازی جهت نقش آفرینی مردم در حاشیه شهر ایجاد شد و در سه حوزه پیشگیری از آسیب ها، مقابله با آسیب ها و توانمند سازی و بازآفرینی فرهنگی اجتماعی حاشیه شهر فعالیت خود را در چهار استان آغاز کرد.

رسانه تصویریمشاهده آرشیو

#مصادیق و الگوهای واسطه گری در همیاری

  • 1
22مرداد
برخی از مصادیقی که همیاران گرانقدر می‌توانند از آن برای واسطه‌گری میان ظرفیت‌ها و نیازمندی گروهای هدف همیاری الگو بگیرند، عبارت‌اند از: ۱. واسطه‌گری برای توزیع بسته‌های حمایتی «در ایام کرونا حدود ۱۶۰ بسته لوازم‌التحریر از طرف بنیاد احسان در اختیار ما قرار گرفت. به هر همیاری چند بسته تحویل دادیم تا به فرزندان خانواده‌ها تقدیم کنند. بعد از حدود دو هفته، یکی از همیاران خانواده تماس گرفت و گفت: به علت پیشگیری از بیماری کرونا کلاس‌ها به‌صورت غیرحضوری برگزار می‌گردد. از این رو می‌خواهم به من اجازه دهید این بسته‌ای که برای فرزند فلان خانواده در نظر گرفته‌ام را به مرور زمان در اختیار این دانش‌آموز قرار دهم. انشا الله این هفته بسته مداد رنگی و چند تا دفتر برای ایشان کادو می‌کنم و می‌برم. بعد از آنکه مادرش از وضعیت تحصیلی فرزندش ابراز رضایت داشت، برای تشویق او، بخش دیگری از لوازم‌التحریر را به او هدیه می‌دهم. کیف را هم برای روز تولدش کادو می‌کنم و به ایشان تقدیم می‌نمایم. این یک شیوه توزیع بسته‌های حمایتی برای خانواده‌های نیازمند است. که در فرایند همیاری خانواده اتفاق افتاد. اما به نقل از یک برادر عزیز و انقلابی، شیوه دیگری هم که برای خودم تعریف کرد را بیان می‌کنم: در همان سالی که مقام معظم رهبری مدظله‌العالی، بحث مواسات و همدلی مؤمنانه را مطرح کردند، روز پانزدهم ماه رمضان با حضور تعدادی از مسئولان ارشد یکی از شهرها و به صورت رسمی ، از ۳۰ هزار بسته حمایتی رونمایی شد که قرار بود همان شب به خانواده‌های نیازمند تحویل داده شوند. توزیع ۷۵۰ بسته حمایتی یکی از محلات را به ما سپردند. حدود ساعت ۲۲ تعدادی از بسته‌ها را داخل ماشین شخصی گذاشتیم و عازم یکی از کوچه‌های محله هدف شدیم. بعد از توزیع چند بسته، مرد جوانی جلوی راه ما را گرفت و درخواست کرد تا یک بسته هم به ایشان اختصاص دهیم که ممانعت کردیم و گفتیم: بسته‌ها بر اساس لیستی است که به ما تحویل داده‌اند. اما او همچنان اصرار کرد و با یکی از دوستان ما درگیر شد. چند نفر از دیگر جوانان محله هم وارد صحنه درگیری شدند و در نتیجه این درگیری، شیشه ماشین ما شکست و صورت یکی از دوستان هم زخمی شد و چند تا از بسته‌های داخل ماشین هم ربوده شد. با هر زحمتی که بود، از صحنه فرار کردیم و متاسفانه آن شب توزیع بسته‌ها متوقف گشت. شب بعد، تعدادی از بسته‌ها را داخل ماشین گذاشتیم و حدود ساعت ۲۳ به همراه تعدادی از دوستان عازم محله شدیم و ماشین را سر کوچه نگه می‌داشتیم و هر بسته را به یکی از دوستان تحویل می‌دادیم تا دست بگیرد و وارد کوچه شود و به خانواده‌ها تحویل دهد و بلافاصله از آن محل دور شود. سپس در کوچه بعد به جمع ما بپیوندد و بسته بعدی را تحویل بگیرد تا توزیع کند.» تا تواني به جهان خدمت محتاجان كن     بـه دمـي يا دِرَمـي يا قـلـمي يا قـدمـي «اوایل کرونا، با گروها و نهادهای مختلفی همکاری می‌کردیم و تجربه همیاری خانواده در این زمینه کمک بسیار زیادی به ما می‌کرد. روزی یک آقای خیری نیت کرده بود چند سبد کالا به خانواده‌های نیازمند یکی از محلات پایین‌شهر تقدیم کند. به ایشان گفتم: ما تجربه زیادی در این زمینه داریم. لذا شما اجازه بدهید ما همیاران این بسته‌ها را توزیع کنیم. پیشنهاد من را نپذیرفت، نهایتاً اصرار کردیم و گفتیم: خود حضرت‌عالی هم تشریف بیاورید، اما اجازه دهید ما خانم‌های همیار داخل خانه‌ها بریم و بسته‌ها را زیر چادر بگیریم و با حفظ کرامت نفس خانواده‌ها، بسته‌ها را به آنان تقدیم کنیم. به همراه ایشان راهی منطقه هدف شدیم و چند بسته را توزیع کردیم تا اینکه با دوستم، بسته‌ای برای یک خانواده بردیم. زمانی که در باز شد، دوستم بسته را زیر چادر گرفت و وارد منزل شد. من نیز پشت سر ایشان راه افتادم. ورودی منزل از داخل پارکینگ منزل بود. در گوشه پارکینگ چشمم به وسایل اضافی افتاد که یک تیکه گونی روی آن‌ها کشیده بودند و قسمتی از گونی پاره شده بود. از همان قسمت چشمم به بسته غذایی افتاد که دقیقه شبیه بسته‌ای بود که دوستم برای این خانواده برده بود. گوشه گونی را کنار زدم و متاسفانه چشمم به چهار بسته شبیه به هم افتاد که این خانواده با فریب‌کاری و از طرق مختلف دریافت کرده بود. عکس چهار بسته را گرفتم و به آقای خیر نشان دادم. نا چشمش به بسته‌ها افتاد، آهی کشید و گفت: امیدوارم خداوند ما را ببخشد و بتوانیم در برابر خداوند و خیرین محترم پاسخگو باشیم. گفتم: آیا مطمئن هستید که همه این‌ها از بسته‌های شما است؟ گفت: بله. فقط ما به این شکل بسته‌بندی کردیم.» «بعد از مدتی که با خانواده‌های متعددی ارتباط گرفتم، از برخی زوایای پنهان زندگی آن‌ها اطلاع یافتم. به‌عنوان مثال حدود ۴۵۰ زن سرپرست خانواده را شناسایی کردیم که همسرانشان فوت کرده و یا طلاق گرفته و یا اینکه همسرانشان معتاد بود و هزینه زندگی بر دوش این زنان افتاده بود. برای حمایت از این خانواده‌ها، نزد مدیرکل شرکت فولاد خوزستان رفتم و وضعیت این خانم‌ها و خانواده‌ها را برای ایشان تبیین کردم و مستنداتی هم از وضعیت نابسامان زندگی این خانواده‌ها را به ایشان نشان دادم. این مدیرکل محترم هم تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: «من کارت­های هدیه یک‌میلیون ­تومانی تهیه می­کنم و در اختیار شما قرار می‌دهم تا هرماه به دست این خانواده‌ها برسانید. به یاری خداوند و همت این برادر بزرگوار، حمایت تا سه سال ادامه داشت و گاهی هم پک غذایی خوبی به دست این خانواده‌ها می‌رساندیم.» ۲. زیبایی‌های واسطه‌گری‌ «روزی داخل مرکز خیریه نشسته بودیم. مسئول مرکز، خانواده‌ای را به ما معرفی کرد که وضعیت حادی داشتند و هر چه سریع‌تر باید برای تفحص و بررسی وضعیت خانواده اقدام می‌کردیم. بلافاصله روانه محل زندگی این خانواده شدیم. به‌محض ورود با خانمی که به همراه سه دختر نجیب جوان و نوجوان و یک پسر، در منزلی ۴۰ الی ۵۰ متری بدون سقف و بدون حمام زندگی می‌کردند، روبرو شدیم. مادر خانواده از نا امن بودن محیط زندگی خود و دخترانش سخن گفت و اینکه هر شب تا صبح بیدار می‌ماند، مبادا کسی به حریم خانواده‌اش تعرض کند. پرسیدم: پدر بچه‌هایت کجاست؟ گفت: متاسفانه معتاد است و هرچند ماه، یک‌بار به سراغ ما می‌آید و اگر چیزی داخل خانه پیدا کند، بر می‌دارد و برای تهیه مواد می‌فروشد و اگر چیزی پیدا نکند، مقداری من و بچه‌هایم را کتک می‌زند و می‌رود و تا مدتی ناپدید می‌گردد. گفتم: چرا این دخترهای نجیب و عفیف را شوهر نمی‌دهی تا مقداری نگرانیت کمتر شود؟ بغض در چشمانش حلقه زد و گفت: کدام خواستگاری، حاضر است روی این فرش‌های خانه من بنشیند و از دخترهای من خواستگاری کند؟ و با چه رویی از وضعیت پدر این دختران، برای خواستگارها و خانواده‌های آنان سخن بگویم؟! گفتم: شناسنامه آقاپسرت را بیار تا برای مدرسه ثبت نامش کنیم و کمک‌هزینه تحصیلی نیز برای وی در نظر بگیرم. گفت: شناسنامه‌اش را در یک مغازه برای تهیه کولر گرو گذاشتیم. بعد از گفتگوی مفصل با این خانواده، به خیریه برگشتیم و وضعیت خانواده و فرزندانش را برای مسئولین خیریه تشریح کردیم و گفتیم خانواده امکانات رفاهی و ضروری زندگی را ندارند. با کمک خیرین محترم سقف منزل این خانواده بازسازی شد و حمام و سرویس بهداشتی مناسبی هم برای آن‌ها ساختند و برخی از وسایل ضروری زندگی برای آنان فراهم گشت. برای حفظ عزت و کرامت نفس خانواده، یک چرخ‌خیاطی خریدیم و در اختیار آنان قرار دادیم و دو نفر از دختران خانواده هم برای آموزش به یکی از مددکاران خیریه معرفی کردیم و به یاری خداوند بعد از مدتی، آموزش‌های آنان تمام شد و مشغول کار شدند. سفارش‌هایی که این مددکار ما از بازار برای تولید لباس نوزاد و کودک می‌گرفت را به این خانواده می‌سپرد تا در منزل خود بدوزند و تحویل دهند. به علت حجم زیاد پرونده‌های خانواده‌ها، گاهیفرصت ارتباط‌گیری با خانواده‎هایی که توانمند شده‌اند را نداریم، حدود سه سال از این جریان گذشته بود که روزی یک خانم جوان با یک نوزاد وارد خیریه شد و سراغ مسئول خیریه را گرفت. هنگامی‌که مسئول خیریه را به این خانم جوان معرفی کردیم، یک پاکت از داخل کیفش درآورد و روی میز مسئول خیریه قرار داد. مسئول خیریه پرسید: این پاکت چیه؟ گفت: قرض و دینی است که این خیریه به گردن ما دارد. بعد گفت: من یکی از دختران آن خانواده‌ای هستم که حدود سه سال پیش به این خیریه معرفی شدیم و شما هم زحمت کشیدید و سقف منزل ما را درست کردید و با خرید یک چرخ‌خیاطی، زمینه کسب درآمدی برای ما فراهم نمودید. به یاری خداوند بعد از مدت کوتاهی وضعیت زندگی ما خوب شد و من و خواهرم ازدواج کردیم و صاحب یک فرزند شدم. آلان آمدم دین خانواده خود را تسویه کنم و مبلغی که برای تهیه چرخ‌خیاطی در اختیار ما قرار دادید را با مبلغ بیشتری به شما بر می‌گردانم تا برای دختران و خانواده‌های دیگری که مثل ما مشکل دارند هزینه کنید. مسئول خیریه هم هدیه را از این خانم پذیرفت و گفت: این پول یکی از باارزش‌ترین هدایایی است که وارد خیریه شده و حتماً باید برای موارد دیگر مثل این خانواده هزینه شود. این صحنه، یکی از شیرین‌ترین و دل‌انگیزترین لحظات همیاری خانواده بود که خستگی را از تن من و همکارانم بیرون آورد و مشکلات فعالیت با خانواده‌ها را برای ما هموار کرد. البته ما در همه این اقدامات واسطه بودیم و امیدواریم خداوند به همه عزیزانی که کمک کردند تا اعضای این خانواده به چنین جایگاهی برسند، برکت عنایت کند.» «در محدوده جغرافیایی که تعدادی از همیاران ما فعال بودند، یک مدرسه غیرانتفاعی را افتتاح کردند. با برنامه‌ریزی صورت گرفته، ارتباطی با مدیریت مدرسه برقرار شد و یکی از همیاران خانواده نزد مدیر مدرسه رفت و گفت:  مدرسه غیرانتفاعی شما در محدوده‌ای است که تعداد قابل‌توجهی خانواده نیازمند در آن محدوده ساکن هستند. و  زکات مدرسه و نعمت‌های خداوند برای شما این است که چند نفر از  فرزندان این نیازمندان را به‌صورت رایگان پذیرش کنید. با موافقت مدیر مدرسه، تعداد 11 نفر از فرزندان باهوش خانواده‌های هدف همیاری در این مدرسه پذیرش شدند. با گفتگوها و رایزنی‌هایی بعدی هم که با معلمان مدرسه صورت گرفت، حتی هزینه پوشش و لباس این دانش‌آموزان نیز توسط معلمان دلسوز و مؤمناین مدرسه تأمین گردید.» رسول اکرم (ص) فرمودند: «اگر كسی به مردى بينوا صدقه‌اى بدهد، پاداشى به‌اندازه آن صدقه دارد، و اگر آن صدقه را چهل هزار نفر، دست‌به‌دست بگردانند و سپس به بينوايى برسد، همه آنان پاداش كامل دارند.»[1] «خانواده‌ای به من واگذار شد که پدر خانواده براثر سکته قلبی و سرطان کبد، زمین‌گیر شده بود. در تماس تلفنی اولیه فهمیدم این بنده خدا از حدود بیست روز پیش تاکنون حالش وخیم شده و در بیمارستان بستری است. متوجه شدم خانواده به علت درآمد پایین و هزینه‌های سنگین بیمارستان و درمان، برای تهیه ایزی لایف با مشکل روبرو هستند. به یاری خداوند بانی محترمی را قانع کردم تا مبلغ قابل‌توجهی برای این مسئله در اختیار من قرار داد. همچنین از طریق دیگری واسطه شدم و مبلغی پول نقد هم برای تقدیم به خانواده فراهم شد. بعد از هماهنگی تلفنی به منزلشان رفتم، مادر خانواده با برخورد بسیار خوب و مهربانانه از من استقبال کردند. سپس وضعیت و شرایط همسرشان را برای من توضیح داد. من هم با صحبت‌هایی امیدوارشان کردم و به ایشان روحیه خوب و مثبت دادم و برای شفای عاجل همسرشان دعا کردم. همچنین آن‌ها را دعوت به صبر و توکل کردم و از ثواب بیمارداری برای آ‌‌ن‌ها گفتم. این خانم در بخشی از صحبت‌هایش هم از خانم‌ها و آقایان دیگری که با عناوین مختلف وارد منزل آن‌ها شده بودند و به قول خودش آمار زندگی‌شان را گرفته بودند، ولی کوچک‌ترین کاری برای ایشان و خانواده وی انجام ندادند، گله‌مند بودند. در ادامه برنامه و اهداف طرح همیاری خانواده و جایگاه همیاران را برای ایشان توضیح دادم. این بنده خدا خیلی استقبال کردند و بسیار دعاگوی بنده و به قول ایشان باعث‌وبانی همیاری خانواده بودند، احساس خوب و مثبتی به من دست داد، از اینکه شاهد لبخند همسر و مادر دردمندی بودم، از اینکه توانستم، واسطه امر خیری شوم و به‌عنوان همیار، رسماً حرکت مثبت و مثمر ثمری داشته باشم، از اینکه توانستم یک حس خوب، به هم‌محله‌ای‌های خودم نبست به فضای مسجد بدهم، از اینکه توانستم به این خانم نشان دهم که انسان‌های خوب در اطراف ما فراوان هستند و باید عینک بدبینی و ناامیدی را از چشمان خود برداریم. دعای قشنگ و دل‌نشینی که این مادر در لحظه خداحافظی برایم کرد، انگیزه و اراده من را برای گره‌گشایی و خدمت به هم وطنانم بیشتر کرد. امیدوارم بتوانم در این کار خیر، قدم‌های محکم‌تری بردارم و بیش‌ازپیش با توفیق الهی حس و حال خوب را به خود و خانواده و اطرافیانم انتقال بدهم.» ۳. مدل‌های‌ موفق واسطه‌گری برای جذب مشارکت‌های مردم - تبیین طرح همیاری و مدل ارتباط همیاران با خانواده‌ها «روزی یکی از خیرین محترم را به مؤسسه دعوت کردیم و طرح همیاری خانواده را به‌صورت مفصل برای ایشان تشریح نمودیم و از میزان شناخت دقیق همیاران نسبت به وضعیت خانواده‌ها و تعامل و ارتباط نزدیک با آنان گفتیم. همچنین از نیازمندی‌هایی که همیاران به‌صورت محسوس یا غیر محسوس از وضعیت خانواده‌ها به‌ویژه فرزندان آنان به دست آورده‌اند، سخن گفتیم. درنهایت فعالیت همیاران خانواده و طرح، برای این بنده خدا پذیرفته شد، از این رو بلافاصله پیشنهاد ما برای حمایت از فرزندان این خانواده‌ها را قبول کرد و تعداد 45 فرزندی که شرایط مدنظر ایشان را داشتند، تحت حمایت گرفت و از آن زمان تاکنون ماهیانه برای هریک مبلغ قابل‌توجهی واریز می‌کند.» - برگزاری نمایشگاه برای جذب خیرین «گروه ما هرساله یک مجمع سالیانه برگزار می‌کند و در این مجمع، فعالیت‌های مختلفی مانند بررسی گزارش عملکرد و انتخاب رئیس و ... انجام می‌شود. از مدتی قبل پیشنهادی مطرح شد که هم‌زمان با برگزاری مجمع، نمایشگاهی از فعالیت‌های گروه نیز برگزار کنیم و از خیرین و عموم مردم برای بازدید از نمایشگاه دعوت نماییم. به یاری خداوند، در این نمایشگاه، بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌ها و زحمات دوستان و اساتید گران‌قدر به بازدیدکنندگان محترم عرضه شد و تعدادی از بازدیدکنندگان ارتباط خوبی با مجموعه ما برقرار کردند. تا آنجا که در همان روزهای اول، خیری آمد و هزینه یک ساله، ده خانواده نیازمند را تقبل کرد.» - کمک گرفتن از امام جماعت و مسجد محله «یکی از مادران خانواده‌های هدف همیاری من، بیماری توده سرطانی در سینه داشت که خانواده به دلیل وضعیت بد اقتصادی، قادر به تأمین هزینه‌های درمانی ایشان نبود. بلافاصله وضعیت خانواده را برای امام جماعت محله و تعدادی از معتمدین اهل مسجد و مسئول همیاران استان مطرح کردم. به یاری خداوند بعد از مدت کوتاهی هزینه‌های درمانی این خانم فراهم شد و در بیمارستان بستری و مورد عمل جراحی قرار گرفت. بعد از چند روز به همراه یکی دیگر از همیاران خانواده به ملاقاتشان رفتیم، از دیدن ما بسیار خوشحال شد و از اینکه بستگان نزدیکش نه تماسی با ایشان گرفته بودند و نه به ملاقات آمده بودند، بسیار ناراحت و گله‌مند بود. هنگام خداحافظی، بغض گلویش را گرفت و گفتند: از اینکه در این شهر غریب، هوای خانواده ما را دارید، بسیار خوشحال هستم و خیلی برای شما دعا می‌کنم. بلافاصله از اینکه توانستیم غریب‌نوازی کنیم و واسطه خیر شدیم و از مشکلات چنین خانواده‌هایی گره‌گشایی کردیم، حس و حال خوب و قشنگی در ما ایجاد شد و خداوند را شاکریم که چنین توفیقی روزی ما شده است.» ۴. هشدارها و خط قرمزهای واسطه‌گری «روزی از کمیته امداد امام خمینی (ره)  استان، با من تماس گرفتند و درخواست داشتند تا در اولین فرصت، با هماهنگی به ساختمان مرکزی امداد مراجعه کنم. حدود دو روز بعد هماهنگ کردم و به بخش مربوطه رفتم. در این بخش یکی از خانم‌های تحت پوشش کمیته امداد که پرونده‌اش در اختیار همیاران ما بوده به همراه مددکارش منتظر حضور حقیر بودند. آن خانم تا حقیر را دید بدون مقدمه زبان به اعتراض گشود و گفت: همیار شما با چه مجوزی شماره تلفن من را در اختیار آقایان قرار داده است تا آن‌ها هم با من تماس بگیرند و مزاحم زندگی‌ام شوند؟! بلافاصله گفتم: همیار ما اصلاً چنین اجازه‌ای نداشته و دادن اطلاعات خانواده‌ها به دیگران، خط قرمز ما است و چنانچه همیار این کار را کرده باشد باید توبیخ شود. با همیارش تماس گرفتم و گفتم خانم فلانی، به‌شدت از دست شما ناراحت است و شما را مقصر اتفاقاتی در زندگی‌اش می‌داند. این همیار که از اصل ماجرا باخبر بود، گفت: جریان از این قرار بوده که یک خیری نیت کرده بود، مبلغی به‌عنوان قرض در اختیار یکی از خانواده‌های نیازمند قرار دهد. من هم پیشنهاد دادم با این مبلغ یک‌منزل مناسب برای این خانواده که دارای دو پسر یتیم هست، رهن کنند. روزی که این خیر به دفتر املاک برای بستن قرارداد مراجعه کرده بود، من فرصت رفتن به املاکی نداشتم. از این رو درخواست کردم تا این خانم خودش به املاکی مراجعه کند و کلید منزل را تحویل بگیرد. از آنجا که این خانم و آقای خیر، همدیگر را نمی‌شناختند و باید زمان حضور در املاکی را هماهنگ می‌کردند، شماره تلفن این خانم را در اختیار خیر قرار دادم. این آقا بعد از مدتی، که از رهن منزل می‌گذرد، چند بار با این خانم تماس گرفته و سبب رنجش خاطر ایشان شده است. من نیتم خیر بوده و الحمدالله این خانواده هم با کمک خیر محترم از زیرزمین نمناکی که قبلاً اجاره کرده بودند، رها شده و در منزل مناسبی که این خیر رهن کرده، زندگی می‌کنند. حالا اگر شما در این اتفاقات بعدی مرا مقصر می‌دانید، من هم به‌صورت تلفنی و هم حضوری از این خانم عذرخواهی می‌کنم و حتماً به آن خیر هم تذکر می‌دهم تا بار دیگر مزاحم این خانواده نشود.» ۵. واسطه‌گری برای جذب حمایت و کمک خویشاوندان «و َأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا؛ خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آن‌ها بدهید)؛ این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است..»[2] بستگان و اقوام گروه‌های هدف همیاری، جزء مهم‌ترین منابع اجتماعی هستند که پایداری درمان و اصلاح افراد و خانواده‌ها در بسیاری از اوقات بدون همراهی و همکاری آن‌ها امکان‌پذیر نیست. «در میان خانواده‌هایی که پرونده آن در دست من بود، خانمی وجود داشت که وضعیت روحی و روانی‌اش خیلی نامناسب بود. در خیابان قدم می‌زد و. با الفاظ بد و توهین‌آمیز با مردم سخن می‌گفت و با مسئولین و کارمندان ادارات و نهادها بدرفتاری می‌کرد. به دلیل این رفتارهای نامناسب، خانواده‌اش او را طرد کرده بودند و او هم معتاد شده بود. بعد از مدتی که بنده به‌عنوان همیار او انتخاب شدم، سعی کردم ارتباط نزدیکی با او برقرار کنم و وقت زیادی برای این بنده خدا بگذارم. تااینکه به مرور زمان او را برای ترک اعتیاد و رفتن به کمپ، قانع کردم. با مرکز ترک اعتیاد بانوان هم صحبت کردم و قرار شد دو دوره در آنجا بستری شود. از سوی دیگر با دخترش که ازدواج کرده بود، ارتباط گرفتم و گفتم مادرتان که از کمپ بیرون بیاید، نیاز به حمایت و پشتیبانی شما دارد. همچنین با خاله‌اش هم صحبت کردم و قرار شد، بعد از آزادی از کمپ، اسکان این خواهرزاده‌اش را بر عهده بگیرد. خدا را شکر بعد از طی دوره درمان و همراهی و حمایت خانواده، الآن این خانم به وضعیتی رسیده است که خودش باورش نمی‌شود.» «من سال‌ها بود که با بستگانم قهر کرده بودم و حتی از خواهر و برادر خودم هم خبر نداشتم، اما این همیار تا از قهر کردن من با خانواده‌ام آگاه شد، آن‌قدر از عواقب قطع رحم و قهر کردن با اقوام برای من سخن گفت و از تهدیدها و عذاب‌هایی که در انتظار افرادی است که با بستگان خود قطع ارتباط می‌کنند که به فکر برقراری دوباره ارتباط با بستگانم افتادم و حتی باکسانی هم که در حقم بدی کرده بودند، تماس گرفتم و به منزل آن‌ها رفتم و صله‌رحم کردم. برخی از نیازمندی‌های من و فرزندانم هم از طریق همین اقوام و بستگانم برطرف شد و دست حمایت آنان بر سر خانواده من کشیده شد. ای کاش زودتر از این برای ارتباط و رفت و آمد به منزل بستگانم وقت می‌گذاشتم.» (کدمددجویی: 3255959926) ۶. ضرورت ایجاد شبکه ارتباطی میان واسطه‌گران با توجه به تکثر سازمان‌ها و نهادها و مجموعه‌های رسمی و غیررسمی در حوزه حمایت و پشتیبانی از افراد و خانواده‌های نیازمند، ایجاد شبکه ارتباطی میان آن‌ها با هدف اشتراک‌گذاری اطلاعات و خدمات و پرهیز از سوءاستفاده برخی از افراد منفعت‌طلب، یکی از ضرورت‌های انکارناپذیر است. هر میزان این شبکه ارتباطی قوی‌تر باشد، به همان میزان، هدفمندی حمایت‌ها نیز دقیق‌تر است و موفقیت همیاران برای حمایت از افراد و خانواده‌ها هم بیشتر خواهد بود. «ما به‌عنوان همیار فلان مسجد یا خیریه یا حتی مددکار فلان سازمان و نهاد، باید دستمان در دست همدیگر باشد. و وضعیت به‌گونه‌ای باشد که فرد یا خانواده نیازمند بداند اگر از سازمان یا خیریه «الف» کمک گرفت، اطلاعاتش در سازمان یا خیریه «ب» هم ثبت می‌شود. این سیستم اطلاعاتی را می‌توان با نهادها و مراکز مرتبط مانند کمیته امداد، بهزیستی، انجمن حمایت از زندانیان، بنیاد مستضعفان و زیرمجموعه‌های آن، مؤسسات خیریه، داروخانه‌های طرف قرارداد، بیمارستان‌ها، مساجد و پایگاهای بسیج محلی، مراکز مشاوره، کاریابی‌ها هم به‌اندازه‌ای که به آن‌ها مربوط می‌شود متصل کرد. متأسفانه وجود خلأ تبادل اطلاعات، برای برخی افراد سودجو تبدیل به یک فرصت شده و با توجه به مشاهدات و تجربیاتی که در این مدت همیاری خانواده به دست آوردیم؛ یکی از مهم‌ترین دلایل ازدیاد افراد نیازمند و متکدی در شهر ما، فراوانی مؤسسات خیریه و حامیان مردمی و عدم ارتباط سیستمی و اطلاعاتی میان آن‌هاست. در واقع یک فرد هم‌زمان می‌تواند از چندین مؤسسه و خیریه کمک بگیرد. در عین حال تحت پوشش فلان سازمان یا نهاد هم باشد! در این صورت اصلاً حاضر نیست تن به کار دهد و حتی بهترین فرصت‌های شغلی را به‌آسانی رد می‌کند و فرزندان چنین خانواده‌هایی هم از این مدل الگو می‌گیرند.» امام صادق (ع) فرمودند: «لَو جَرَى المَعروفُ عَلى‌ ثَمانينَ‌ كَفّاً لَاجِروا كُلُّهُم فيهِ مِن غَيرِ أن يُنقَصَ صاحِبُهُ مِن أجرِهِ شَيئا؛ اگر معروف بر هشتاد دست بچرخد، همه آن هشتاد نفر پاداش مى‌برند، بى آن كه از پاداش صاحب آن چيزى كم شود.»[3] «یکی از برنامه‌های کارآمد کمیته امداد این است که با توجه به منطقه سکونت خانواده‌های تحت پوشش، پزشکان عمومی را به آن‌ها معرفی می‌کند. این پزشک می‌توانند در صورتی که بیماری فرد حاد باشد، او را  به متخصص ارجاع دهند. حتی بعضی از افراد با توجه به مسائل روحی و روانی، تحت نظر روان‌پزشک قرار می‌گیرند و داروهای مخصوص مصرف می‌کنند. چنانچه همیاران بتوانند ارتباطی با این پزشک عمومی و یا پزشک متخصص و روان‌پزشک برقرار کنند. می‌تواند با تبیین اطلاعات دقیقی از بیمار، آن‌ها را در تشخیص بهتر درد، یاری کنند. همچنین در صورتی که همیاران اطلاعات پزشکی و درمانی فرد را از پزشکان دریافت کنند، می‌توانند بیمار را در درمان و نجات از بیماری کمک کنند.» ۷. وساطتت با اطلاع از ظرفیت‌های قانونی و حقوقی «چند سال پیش دو تا نوجوان با هم درگیر شده بودند، در درگیری یکی از این‌ها بر سر اصابت چاقو فوت کرده بود. پدر و مادر مقتول اصرار بر قصاص داشتند و نوجوان قاتل را پای دار هم برده بودند، اما به دلایلی حکم اجرا نشده بود. به همراه یکی دیگر از همیاران واسطه شدیم و گفتگوهای زیادی با خانواده مقتول برای رضایت انجام دادیم. اما می‌گفتند ما داغ دیدیم، آن‌ها هم باید داغ ببینند. اصرار و پیگیری‎های ما هم برای رضایت دادن، ادامه داشت تا اینکه بعد از کلی صحبت کردن و گفتگو توانستیم رضایت مقتول را بگیریم؛ اما این رضایت با یک شرط همراه بود. خانواده مقتول رضایت دادند که از اعدام صرف‌نظر کنند به شرطی که این خانواده از این شهر بروند و در شهر دیگری زندگی می‌کنند. این‌گونه ظرفیت‌های قانونی مانند قرار دادن شرط و... وجود دارد که می‌‎توان در خلال گفتگو با خانواده مقتول از آن استفاده کرد.» «در سال‌های گذشته یکی از قوانین رایج در کمیته امداد این بوده که معمولاً زنان سرپرست خانوار بعد از ازدواج، از تحت پوشش کمیته امداد خارج شده و حمایت‌های مالی ایشان قطع می‌شده است. این قانون باعث شده بود، خانم‌های سرپرست، رغبتی به ازدواج مجدد نداشته باشند و در صورت ازدواج، این موضوع را از مددکار و مسئولین پنهان کنند تا بتوانند همچنان از کمک‌های مادی کمیته استفاده نمایند. این جریان را برای مدیرکل کمیته امداد استان بیان کردیم. ایشان گفتند من از اختیارات قانونی خودم استفاده می‌کنم و اگر خانمی با همیار و مددکار همکاری کرده و ازدواج کند، هدیه ازدواجی که طبق قانون فقط به اولین ازدواج‌ها تعلق می‌گیرد، به این افراد هم تقدیم می‌کنیم، سفرهای زیارتی مانند کربلا برایشان در نظر گرفته می‌شود. حداقل تا شش ماه مستمری و حقوق آن‌ها برقرار است و برخی حمایت‌های معنوی نیز در زندگی برای آن‌ها باقی می‌ماند تا انگیزه آنان برای ازدواج افزایش یابد. این حمایت‌ها سبب شد از بین 465 خانواده طلاقی که تحت پوشش طرح همیاری خانواده بودند، تعداد قابل‌توجهی برای ازدواج مجدد و برگشت به زندگی، اعلام آمادگی کردند. به یاری خداوند در سال‌های اخیر، قانون پیشین قطع حمایت از افرادی که ازدواج مجدد می‌کردند، اصلاح شده و ازدواج مجددی‎ها هم با شرایطی موردحمایت قرار می‌گیرند.» ۸. ثبت و ضبط همه خدمات و حمایت‌های بی‌واسطه یا باواسطه همه خدمات و امکاناتی که در اختیار افراد و خانواده‌ها قرار می‌دهید را با مستندات آن، ثبت و ضبط کنید. حال چه این امکانات باواسطه شما یا بی‌واسطه و از طرف خودتان فراهم گشته باشد. ثبت این خدمات علاوه بر اینکه سبب انگیزه بخشی بیشتر به همیار می‌شود، ارائه و بیان آن، در زمان‌ها موردنیاز می‌تواند اعتراض افراد و خانواده‌های هدف همیاری نسبت به برنامه‌ها و ادامه کار همیار را کم کند. زیرا متاسفانه گاهی گروهای هدف همیاری، خدمات و حمایت‌ها را فراموش کرده و روی همان موردی که به هر دلیلی توان رفع و درمان آن ایجاد نشده بود، زوم کرده و مدام تکرار می‌کنند و حتی ممکن است به‌صورت غیرمستقیم، اعلام کنند که همیاری شما فقط برای ما زحمت داشته و این مسئله‌ای که درمان نشده، نماد این زحمت بی‌فایده است. «پایان سال ۱۳۹۷از طریق مجازی فرمی برای همیاران گران‌قدر ارسال کردیم و از آن‌ها خواستیم تا تمام خدمات و حمایت‌هایی که به خانواده‌ها ارائه داده‌اند را در فرم بنویسند و در صورت امکان به همراه مستندات آن برای ما ارسال نمایند. علا رقم تأکیدهای فراوان، اما فقط حدود ۷۰ درصد همیاران، فرم‌های ارسالی را تکمیل کردند. عده‌ای هم می‌گفتند برای خدا قدم ناچیزی برداشتیم و خدمتی به خانواده‌ای ارائه کردیم، لازم نیست گزارش بدهیم. ما هم خیلی اصرار و الزام نکردیم تا همگی فرم‌ها را تکمیل کنند. اما زمانی که اطلاعات همین ۷۰ درصد را به‌صورت یکجا جمع کردیم، مشخص شد بیش از ۳۲۰ میلیون تومان به‌صورت نقدی به خانواده‌ها کمک شده است. قیمت وسایل و امکاناتی که برای خانواده‌ها تهیه کرده بودند و داخل فرم معرفی نوشته شده بود، هم معادل ۲۹۰ میلیون تومان می‌شد. زمینه اشتغال و درآمدزایی برای حدود ۱۶۷ نفر فراهم شده بود. و با همت همیاران گران‌قدر تعداد ۶۴ ازدواج در بین اعضای خانواده‌های هدف صورت گرفته بود که حدود ۱۴ مورد از آن رجوع و دوباره زندگی بود. حامیان و خیرینی پیدا کرده بودند که به‌صورت مستمر و ماهیانه مبلغی را به‌حساب ۷۰ کودک خانواده‌ها هدف واریز می‌کردند. همچنین متوجه شدیم برخی از همیاران گران‌قدر در طی یک سال، بیش از ۱۰۰۰ ساعت برای خانواده‌های هدف همیاری خود وقت گذاشته بودند و برخی حدود ۷۰۰ ساعت. و این در حالی بود که بر اساس چشم‌انداز ما می‌بایست حدود ۵۰۰ الی ۶۰۰ ساعت وقت می‌گذاشتند. همچنین زمینه تحصیل و برگشت ۱۱ دانش‌آموز ترک تحصیل‌کرده، به مدرسه و کلاس درس فراهم شده بود. بیش از ۲۵۰ پک فرهنگی در اختیار گروه‌های هدف قرار گرفته بود. تقریباً برای اکثر این خدمات و حمایت‌ها تصاویری نیز برای ما ارسال کرده بودند. زمانی که این آمار و ارقام را با سند و مدرک آن‌ها در جلسه اختتامیه طرح بیان کردیم، تقریباً برای بیشتر شنوندگان غیرقابل باور بود. اما همه این‌ آمار و ارقام سند و مدرک داشت و حتی مشخصات جزئی، بیشتر این موارد هم ثبت شده بود. این آمار و ارقام سبب شد عده‌ای از همیاران که تقریباً ناامید شده بودند، به همیاری و اجرای طرح امیدوار و دلگرم شوند. و ما را هم برای ادامه کار مصمم‌تر کرد.»   [1]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۲۹۰. [2]. سوره احزاب، آیه ۶. [3]. الکافی، ج ۴، ص ۱۸.
استفاده از مطالب تحول اجتماعی برای مقاصد اجتماعی و فرهنگی با ذکر منبع بلامانع است.
كليه حقوق اين سايت متعلق به تحول اجتماعی مي باشد