×

در یک نگاه

همایش و رویداد ها
درباره تحول

قرارگاه مردمی تحول اجتماعی در سال 1397 با هدف تلاش در جهت تحقق پیشرفت، عدالت و مقابله هوشمند با آسیب های اجتماعی و همچنین بستر سازی جهت نقش آفرینی مردم در حاشیه شهر ایجاد شد و در سه حوزه پیشگیری از آسیب ها، مقابله با آسیب ها و توانمند سازی و بازآفرینی فرهنگی اجتماعی حاشیه شهر فعالیت خود را در چهار استان آغاز کرد.

رسانه تصویریمشاهده آرشیو

#فصل چهارم: مداخله همیار برای درمان مسائل گروها

  • 1
22مرداد
همان‌گونه که همیار یک «آموزش‌دهنده» است، یک «پیشگیری‌کننده» ویک «درمانگر» نیز هست برای دردهای افراد آسیب‌دیده. این افراد و گروها با دردهایی همچون افسردگی، اضطراب، ناامیدی، فقر و تهیدستی، بی‌هویتی و پایین بودن اعتمادبه‌نفس و ... روبرو هستند. از این رو تبدیل یأس به امید، عزت‌نفس دادن به فرد، مأوا بودن برای فرد آسیب‌دیده، آرامش دادن به فرد مضطرب، همگی نوعی درمان برای دردهای روحی آسیب‌دیده است. و درمان این دردها، همیار را به‌عنوان درمانگر مطرح می‌کند. اما این درمانگری نسبت به درمان‌های حوزه پزشکی بسیار متفاوت و پیچیده‌تر است. بنابراین درمانگری در همیاری برای گروهایی مطرح است که درگیر دردها شده‌اند و از آنان به افراد آسیب‌دیده یاد می‌کنیم. در برخی از موارد از رفع و درمان این آسیب‌ها به «توانمندسازی» یاد می‌شود و توانمندسازی معادل (Empowerment) در انگلیسی و «مقدوره» در عربی و به معنای توانا شده بر چیزی[1]، و توانایی یعنی قدرت یا استعداد یا ویژگی‌های دیگری است که فرد را به انجام کاری قادر می‌سازد.[2] امام سجاد (ع) با اشاره به ابعاد مختلف امداد و همیاری برای رفع و دفع گرفتاری و بلا از دیگران، آثار و برکات متعددی را برای این عمل بیان داشته و فرمودند: «کسی که یک حاجت برادرش را برآورده سازد، خداوند صد حاجت او را برآورد. کسی که اندوهی را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قیامت را از او برطرف می‌سازد؛ هر قدر هم که زیاد باشد. و هر کس برادرش را که در مقابل ستمکار قرار گرفته یاری دهد، خدا او را هنگام عبور از صراط یاری می‌کند، در وقتی‌که قدم‌ها می‌لغزد. و کسی که به دنبال نیاز برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش او را شاد کند، چنان است که رسول خدا (ص) را مسرور کرده است. و هر کس او را سیراب کند، خدا او را از شراب سربه‌مهر بهشتی سیراب می‌سازد. و هر کس گرسنگی او را با طعام برطرف کند، خدا او را از میوه‌های بهشتی سیر می‌کند. و هر کس برهنگی او را بپوشاند، خدا او را با جامه‌های زربافت و حریر می‌پوشاند. و اگر با اینکه برهنه نیست، او را لباسی بپوشاند، پیوسته در حفظ خدا است تا هنگامی‌که نخی از آن جامه بر تن او باشد. و کسی که کار مهم برادرش را کفایت کند، خداوند پسران بهشتی را خدمتگزار او می‌سازد. و کسی که او را بر مرکبی سوار کند، خدا او را در قیامت بر ناقه‌ای بهشتی سوار می‌کند که فرشتگان به آن می‌بالند. و هر کس مؤمنی را هنگام مردنش دفن کند، گویا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است. و هر کس او را همسری دهد که مایه انس و آرامش باشد، خداوند برای او در قبر مونسی به شکل محبوب‌ترین افراد خانواده‌اش قرار می‌دهد. و کسی که برادر مؤمن بیمارش را عیادت کند، فرشتگان دور او را می‌گیرند و دعا می‌کنند تا وقتی‌که از آنجا بیرون رود و به او می‌گویند: «خوشا به حالت و بهشت گوارایت!» به خدا سوگند برآوردن حاجت مؤمن در پیشگاه خداوند محبوب‌تر از دو ماه روزه پی‌درپی با اعتکاف آن دو ماه در ماه حرام است.»[3] «یکی از پرونده‌هایی که به من واگذار شد، خانواده‌ای بود که همسرشان اعتیاد داشت. مسئله این خانواده را با کارگروه پیشگیری و مقابله با اعتیاد مسجد محله در میان گذاشتم. این کارگروه، بعد از تحقیق درباره وضعیت خانواده و میزان انگیزه و اراده سرپرست معتاد آن برای ترک و درمان، کمیسیونی با افراد شاخص محله برای رفع این مسئله برگزار کردند و با همکاری و سفارش امام جماعت مسجد محله و یا کمک مسئول اجرایی طرح همیاری خانواده استان، هزینه‌های کمپ و ترک اعتیاد، فراهم شد. به یاری خداوند و با اراده و انگیزه محکمی که این آقا داشتند، بعد از حدود ۲ ماه ترک و رهایی از دام اعتیاد اتفاق افتاد و مشکل اساسی این خانواده برطرف شد و خوشحالی و امید اعضای خانواده را فرا گرفت. یکی از دل‌چسب‌ترین صحنه‌های همیاری من، لحظاتی بود که می‌دیدم همه اعضای این خانواده به‌صورت دسته‌جمعی برای دست‌اندرکاران رفع این مسئله دست به دعا برداشته‌اند و از صمیم قلب دعا می‌کردند. از اینکه توانستیم از طریق همیاری خانواده، همسر، پدر و یک شهروند معتادی را از اعتیاد پاک کنیم، و چالش به این بزرگی یک خانواده و حتی یک طایفه را حل کنیم، بسیار خوشحالم و امیدوارم همواره توفیق انجام چنین کارهای ارزشمندی را داشته باشم.» «من در این شهر غریب و تنها هستم. به همین دلیل این خانم همیار به من گفته: هر زمان احساس کردید دلتان گرفت و یا مشکلی داشتید، حتماً به من زنگ بزند و با من درد دل کنید. هر زمان که به این خانم همیار زنگ می‌زند آرام می‌شوم و احساس خوشحالی به من دست می‌دهد و بعد از آن حتماً برای او و هرکسی که ایشان را فرستاده دعا می‌کنم. اگرچند روز بگذرد و این همیار به منزل من نیاید، حتماً خودم یک بهانه درست می‌کنم و به ایشان زنگ می‌زنم و با او صحبت می‌کنم و با شنیدن صدایش و حرف‌هایش آرام می‌شوم.» (کد مددجویی: 3717200450) «در میان پرونده‌های همیاری من، خانم محترمی وجود داشت که به‌شدت افسرده شده بود. همسر و سه پسرش هم به دلیل فروش مواد و درگیری و چاقوکشی در زندان بودند. یکی از پسرها نیز با قید وثیقه آزاد شده بود. یکی از دختران خانواده نیز مدام کار می‌کرد تا بتواند دیه‌ای که بر گردن یکی از برادرش بود را تسویه کند. این مادر نیز به دلیل افسردگی شدید، گرفتار بیماری اعصاب و روان شده بود و مدام در بیمارستان بستری می‌شد. عامل اصلی افسردگی مادر، نگرانی او نسبت به وضعیت سومین پسرش بود. این مادر مدام می‌گفت از این غصه می‌خورم که او پسر خوبی است، اما چرا به زندان افتاده؟ من و همه می‌دانیم این پسرم بی‌گناه است، ولی نمی‌توانیم بی‌گناهی او را ثابت کنیم. افسردگی و بیماری اعصاب و روان این مادر، زندگی تمام خانواده و حتی اقوام و همسایگان را هم تحت تأثیر خود قرار داده بود. به فکر این بودم تا راهی برای آرام کردن این مادر پیدا کنم. که خداوند کمکم کرد و جریان زندانی شدن حضرت یوسف (ع) و حبس شدن حضرت یونس (ع) در دهان ماهی را برایش مثال زدم. اما مهم‌تر از آن، اینکه ذکر یونسیه را به ایشان یاد دادم و تقریباً هر بار هم که به منزل این خانواده می‌رفتم، چند مرتبه ذکر را با هم زمزمه می‌کردیم. به مرور زمان حال این مادر بهتر شد و خودش مدام می‌گفت: من ده روز در بیمارستان اعصاب و روان بستری بودم، ولی آرامش پیدا نکردم. اما همین ذکری که شما به من یاد دادید و با هم تکرار می‌کنیم، آرامش و امید را به من و خانواده‌ام بازگردانده است و امیدوارم به برکت این ذکر هر چه سریع‌تر پسرم آزاد شود.»   [1]. فرهنگ فارسی معین، ذیل واژه مقدور. [2]. فرهنگستان زبان و ادب فارسی. [3]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۱۴۶.
استفاده از مطالب تحول اجتماعی برای مقاصد اجتماعی و فرهنگی با ذکر منبع بلامانع است.
كليه حقوق اين سايت متعلق به تحول اجتماعی مي باشد