خوانش اجتماعی بیانات رهبر انقلاب در روز ولادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و سالگرد حاج قاسم عزیز
یادداشت ابراهیم نورمحمدی درمورد سخنرانی رهبر معظم انقلاب در 13 دی ماه 1404
از سیره علوی تا مهندسی تردید در جامعه معاصر ایران
بیانات رهبر انقلاب در روز ولادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را میتوان نه بهمثابه یک سخنرانی دینی یا سیاسی، بلکه بهعنوان یک تحلیل اجتماعی از وضعیت کنونی جامعه ایران در مواجهه با سازوکارهای سلطه فهم کرد. در این خوانش، ارجاع مکرر به دوران امیرالمؤمنین نه بازگشت به تاریخ، بلکه استفاده از تاریخ بهعنوان «مدل تحلیلی» است؛ مدلی برای فهم چگونگی شکست یا توقف یک پروژهی حق، نه از مسیر ضعف در قدرت سخت، بلکه از مسیر اختلال در اراده و آگاهی جمعی.
۱. مسئله اصلی: چرا حقِ قدرتمند زمینگیر میشود؟
رهبر انقلاب بهصراحت بر این نکته تأکید میکند که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در هیچ مواجههی نظامی مغلوب نشد. این گزاره، در سطح اجتماعی، یک پرسش بنیادین را پیش میکشد: چگونه ممکن است کنشگری که در «قدرت سخت» پیروز است، در تحقق کامل اهداف تاریخی خود با مانع مواجه شود؟
پاسخ سخنرانی روشن است: ولایت بدون مردم کاری نمیتواند بکند ، مسئله، مردماند؛ نه بهعنوان تودهای منفعل، بلکه بهعنوان حاملان معنا، انگیزه و تصمیم. آنجا که پیوند ذهنی و عاطفی مردم با مسیر حق دچار اختلال میشود، حتی قویترین رهبری نیز دچار محدودیت میگردد. این همان نقطهای است که بیانات آقا از سطح سیاست به سطح جامعهشناسی قدرت منتقل میشود.
۲. جنگ نرم بهمثابه فناوری اجتماعی
در این چارچوب، «جنگ نرم» نه یک ابزار تبلیغاتی، بلکه یک فناوری اجتماعی برای تولید ناتوانی ذهنی است. آنچه آقا توصیف میکند، بسیار نزدیک به مفاهیمی مانند تردید ساختاریافته، فرسایش انگیزه جمعی و گسست میان کنش و نتیجه.
در این وضعیت، جامعه بهتدریج به این باور میرسد که تلاش بیفایده است، هزینهها حتمیاند و پیروزی ناممکن. این همان وضعیتی است که در علوم اجتماعی از آن بهعنوان نوعی «درماندگی آموختهشدهی جمعی» یاد میشود؛ وضعیتی که در آن جامعه، پیش از آنکه واقعاً شکست بخورد، در سطح ذهنی تسلیم میشود.
۳. تخریب سرمایه نمادین؛ از تحقیر دستاورد تا انکار توان
یکی از مصادیق کلیدی جنگ نرم که در سخنان آقا برجسته میشود، مسکوتگذاشتن داشتهها و تواناییهای جامعه است. در این الگو، مسئله فقط دروغگویی نیست، بلکه حذف نظاممند روایتِ توانستن است.
وقتی جامعه پیشرفتهای خود را نبیند، دستاوردهایش را باور نکندو دائماً خود را ناتوان، عقبمانده یا شکستخورده تصور کند،آنگاه بهطور طبیعی وارد مرحلهی «تحقیر درونی» میشود؛ مرحلهای که در آن تسلیم نه یک اجبار بیرونی، بلکه یک انتخاب عقلانی جلوه میکند. این دقیقاً همان نقطهای است که سلطه بدون نیاز به اشغال مستقیم عمل میکند.
۴. عدالت و تقوا؛ ابزار بازسازی اعتماد اجتماعی
در چنین وضعیتی، بازگشت آقا به دو مفهوم «عدالت» و «تقوا» را باید یک نسخهی ترمیم اجتماعی دانست. عدالت در این سخنرانی، صرفاً توزیع منابع یا رسیدگی قضایی نیست، بلکه بازسازی احساس انصاف و معنا در جامعه است؛ احساسی که بدون آن، هیچ نظم سیاسی پایداری ممکن نیست.
تقوا نیز در این چارچوب، نوعی «خویشتنداری راهبردی» است؛ توانایی ترجیح مصلحت کلان اجتماعی بر واکنشهای هیجانی، قهر سیاسی یا کنارهگیری از میدان. این تعریف از تقوا، دقیقاً در برابر آن الگوی رفتاری قرار میگیرد که جامعه را به انفعال، شکاف و خودفرسایی سوق میدهد.
۵. اعتراض، اغتشاش و مرز فروپاشی اجتماعی
تحلیل آقا از اعتراضات اقتصادی، واجد یک نگاه جامعهشناختی دقیق است. اعتراض بهعنوان یک کنش اجتماعی، نهتنها نفی نمیشود، بلکه بهرسمیت شناخته میشود. اما خطر دقیقاً از جایی آغاز میشود که اعتراض، به بستری برای تزریق بیاعتمادی، ناامنی و شکاف اجتماعی تبدیل گردد.
در این نقطه، اعتراض دیگر ابزار اصلاح نیست؛ بلکه به پیادهنظام دشمن و جنگ نرم بدل میشود. تمایز میان این دو، نه با سرکوب، بلکه با آگاهی اجتماعی و مرزبندی فعال مردم و نخبگان ممکن است.
۶. جمعبندی: نبرد بر سر آگاهی
در نهایت، بیانات رهبر انقلاب را میتوان چنین خلاصه کرد که نبرد امروز، پیش از آنکه نبرد موشک و اقتصاد باشد، نبرد بر سر آگاهی، معنا و اراده جمعی است. همان نبردی که در دوران امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز جریان داشت و امروز با ابزارهایی پیچیدهتر، اما منطقی مشابه، بازتولید شده است.
در این نبرد، جامعهای پیروز است که دچار تحقیر درونی نشود، پیوند خود با توانمندیهایش را حفظ کند و اجازه ندهد تردید، جای حقیقت را بگیرد. این سخنرانی، در نهایت، نه هشدار سیاسی، بلکه راهبرد مقاومت و پیروزی است.
ابراهیم نورمحمدی
فعال اجتماعی
۱۶ دیماه ۱۴۰۴